چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

 اوه اوه مترول مترول که میگفتن اینه؟ چقدر درازه! بپرم زود سوار شم تا وسط پر نشده وگرنه مجبورم تا خود مولوی بشینم! چه سوزی میاد؟! آقای راننده فکر کنم لا در وامونده سوز میاد تا تخم...ون فریزر شد! چه باحال اینا که اویزونه خیلی خوبه! آدم میتونه محکم دستشو بگیره بهش دو سه تا حرکات دار حلقه هم بره! پدر جان کشکک زانوت یه جای خیلی بده ماست! خدای ناکرده راننده حواسش پرت شه یه ترمز بزنه دیگه چیزی از مردونگی ما باقی نمیمونه ها! جانم؟ لواشک؟ نه قربونت برم من لواشک بخر نیستم بخرم هم یواشکی میخرم! سی دی شهرام شکوفه نداری؟ برو به سلامت! چه زود رسیدیم ایستگاه شهید جوانمرگ قصاب! خدا رحمتش کنه. قصاب خوبی بود حالا چرا جوون مرگ شد خدا عالمه! خوب من یخده نقشه رو نیگا کنم. ما الان اینجاییم واسه اینکه برسیم اونجا باید دقیقا اینجا پیاده شیم چیزمونو عوض کنیم! آخخخ! برادر دستتو به یه جا بند کن جون مادرت! هروقت ترمز میزنه از پشت یه تکونی به ما میخوره ها! خواهش میکنم حالا این دفعه عیب نداره ولی کلا این میله هارو گذاشتین زیگیل شی به میل پرده که نیست نوکرتم! مسواک سه کاره دیگه چیه؟ مسواک فقط یه کار میکنم اونم اینه که چیز آدمو سفید میکنه! دندون آدمو. آدم باش بچه! مگه مترو جای توپ بازیه! ایستگاه بعدی میذارمت لای درا ! آخ اخ من باس اینجا پیاده شم. آقا کلیت دست کیه؟ درو باز کن من بپرم پایین. همین کنارا پیاده میشیم!


دوشنبه 1 اردیبهشت 1393

مطلب رمز دار : ...

   نوشته شده توسط: علی .م    

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


یکشنبه 31 فروردین 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

بله؟ بفرمایین؟ ماشین واسه کجا میخواین؟ دوراهی قپون بله! اشتراک دارین؟ ندارین؟ پس گ.. میخوری زنگ میزنی!! الان توالت عمومی هم بخوای بری باس قبلش اشتراک داشته باشی! قطع کن بینیم بابا. عجب ادمایی پیدا میشنا. بلو؟ آژانس دولاب بفرما! دوراهی افسریه؟ ببین تو اول برو اسم خیابونو یاد بگیر بعد زنگ بزن میفهمی؟ اون چهار راه افسریه اس اسکل! نخیر ماشین نداریم. راهی نیست که پاشو دو قدم راه برو هم پات وا میشه هم اون دنبه هاتو آب میکنی هم یه آب و هوایی به چیزت میخوره!! خدا نگهدار. ای بابا چقدر زنگ میزنن. من نمیدونم قدیما که اژانس نبوده مردم چه جورکی تردل میکردن! کیه؟ واسه کجا؟ خانه سالمندان؟ ببین به من ربطی نداره اما اگه ننه باباتو بردی گذاشتی اونجا حالا میخوای بری ادای بچه قشنگارو در بیاری و با دوتا کمپوت سر و تهشو هم بیاری باس بهت بگم مالیدی به یخمک!! خدا هم ازت بگذره من نمیگذرم!! جان؟ آها ما اونجا مدیری؟؟ آقا خیلی باس ببخشید آژانس ما سعی بر این داره که علاوه بر خرکش کردن مردم به اینور و اونور در مسائل فرهنگی هم دخول کنه!! بله الان میگم ماشین بیاد خدمتتون. اشتراکتون چند در میاد؟ اوکی یه پیکان هاچبک میفرستم خدمتتون. روزتون شاد و پر برکت!
هوی عباس ترکمون جلدی میپری اونور دولاب بغل سنگکی کوچه شهید شماعی زاده! مسافرو خر کش میکنی بعد دم خونه سالمندان کهریزک میریزی پایین بیست تومن مایه میگیری تیز و بز میای. افتاد؟
بله؟ ماشین طرحدار هم داریم. کجا میخواین برین؟ بازار سیخ فروشا؟ آخه مرتیکه عملی تو خجالت نمیکشی؟ ترک کن یابو اعتیاد دشمن خانمان برانسوزیه!! ما به عملی جماعت ماشین نمیدیم! یه بار دیگه هم زنگ بزنی پرینت موبایلمومیگیرم میبرم پزشکی قانونی میگم باباتو بیارن جلوی چشت سیخ رو همبکنن توی....

کار تو آژانس خیلی سخته اما حسنش اینه که خدمت میکنی به مردم و اینا...


شنبه 30 فروردین 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

با سلام خدمت حضارین محترم موجود در این مکان که همگی دکتر هستند و خیلی خوشحالم که من به عنوان سخنران به این کمپوزیون دعوت شدم تا برای شما از آخرین دستاوردهای علم دکتری سخن به عمل بیاورم! همانطور که میدانید اینجانب به مدت 8 سال در دانشگاه آسکفورت کرسی داشتم و توانستم در این مدت 6 تا پرفسور در حد تیم ملی به جامعه علمی کشور عرضه نموده که از بزرگترین آنها از لحاظ شعور میتوان به پرفسور سمیعی و همچنین پرفسور بالتازار و پرفسور تورنوسول اشاره کرد که همگی با هم سه تایی از شاگردان من بودند. خانمها. آقاها! همانطور که میدانید سازمال ممل امسال را به عنوان سال مبارزه با فشار خون اعلام کرده. باید عرض کنم که فشار کلا خوب نیست! چه به خون باشد چه به هر جای دیگر!! بسیاری از بیماری های شناخته شده و شناخته نده بر اثر فشار تولید میشه که از جمله اونها میشه به گل مژه و گلو درد اشاره کرد. برای اینکه فشار به ما نیاد باید فشار ندیم!! از قدیم گفتن فشار بدی فشار میدن...
هوی مرتیکه چی کارداری میکنی؟ دارم کمپوزیون میدم. دیوونه باباته! کجا میبری منو؟؟ حضار محترم ببخشید تورو خدا الان برمیگردم این یه اشتباه لپی بیش نیست..


چهارشنبه 27 فروردین 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

فیلم باس توش یا گانگستل داشته باشه یا بهروز وثوقی! الفرد هیچکال هرچی هم که میزانسندش خوب باشه اما قیصر نمیتونه بسازه! زندگی یعنی یه کتی راه رفتن آقامون بهروز توی کوچه دردار. " من توی این دنیا فقط یه کار دارم خان دایی. نه سه تا کار"
آخ آخ یادش به خیر! اولین بار که این فیلمو دیدم تا دو ماه توی دولاب دنبال یکی میگشتم فامیلش آب منگل باشه یه جوری بزنمش که رب و ربشو یاد کنه!! توی فیلمای فارسی ننه هم خیلی مهمه ها! همیشه وقتی جاهله عاشق دختر رقاصه میشد مست میومد خونه میگفت " ننه" بعد ننه هم تیز بود سریع میگرفت که پسره یه چیز نه صد دل عاشقیت ورش داشته! ما هم ننه داشتیم البته اما دختر رقاص ندیدیم توی عمرمون! پاشم بگردم انباری منباری رو ببینم اون ویدیو قدیمیه که آقام خدا بیامرز از ممد خان کف رفت هنوز هست یا چی؟ فیلمو باس توی ویدیو دید. چیه این سی دی؟ وسطش سوراخه همش انگشت آدم توش گیر میکنه!! البته میگن ام پی ترین که جدید اومده هم چیز کاردرستیه اما من به زرت قاطع میگم که فیلمو باس توی ویدیو دید!! چقدر هوس کردم قیصر رو بیبینم با ویدیو. یادش به خیر. هنوز نفهمیدم چرا وقتی که باتری کنترل ویدیو ضعیف میشد آقام محکم میکوبیدش توی مخ من! جالبیتش اینجا بود که بلافاصله هم درست میشد! پاشم برم انباری. " من توی این دنیا فقط یه کار دارم خان دایی اونم اینه که برم ویدیو رو وردارم بیارم"...


سه شنبه 26 فروردین 1393

آگهی های دولاب

   نوشته شده توسط: علی .م    

ثبت نام در سایت رفاهی جهت دریافت یارانه + یک عدد قرص لاغری دکتر جواد فقط و فقط 3000 تومان. مراجعه فقط با وقت قبلی یا بعدی!!

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
آیا رنج میبرید؟! آیا احساس افسردگی میکنید؟ آیا فکر میکنید دنیا به اخر رسیده و شما خاک بر سر هستید؟ هرگز نگران نباشید! پکیج کامل اهنگهای شاد و مدیتیشن طور مشکل شمارا حل خواهد کرد.

شب شبه شعر و شوره - خوشگلا باید برقصن! - پلنگه چشم قشنگه و هزاران هزار اهنگ شاد دیگر همه در یک سی دی. تحویل به صورت فوری درب شما!!

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
پیکان جوانان مدل 54. فنی سالم! بدون رنگ. بدون درد. با 900000 کارکرد. فوق العاده تمیز معاوضه با لامبورگونی یا ویلا در لواسان!!

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
شهین جون! اومدیم نبودین رفتیم خونه عمه حوری اینا دوباره برمیگردیم!
از طرف مهین جون!!!!

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
ناصر دایسلر کم کارکرد تعویض با پیچ گوشتی چهار سو!! لطفا هرچه سریعتر تماس بگیرید آقامون توی توالت گیر کرده!!


دوشنبه 25 فروردین 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

آقا همش خرما نخورین جون مادرتون فاتحه ام بخونین! چغندر که دفن نمیکنیم آدمه نا سلامتی! مرگ حقیه که روی هر شتری میخوابه! برادر اجازه بده باس سه بار تابوت رو از زمین برداریم هوا کنیم بعد دوباره بذاریم زمین. دوستان اینکارو به این خاطر میکنن که میت گه گیجه بگیره نفهمه بالاخره باس بره بالا یا باس بیاد پایین!! خوب اروم بذارین توی گور خدا بیامرزو. یواش اخوی به دیوار نزن این قبر دوطبقه اس پس فردا صدای همساده در میاد که در و دیوار رو زخمی کردین!! صلوات بلند بفرست. حاج خانم خرما رو میریزی تو جیبت نوچ میشه ها وگرنه مال بابای من نیست که هم بخور هم ببر! داداش تا من میرم پایین توی گوش میت تلقین کنم شماها هم سنگ لقدو بیارین!! آخ چه گوده ها. آدم یاد گود عربها میفته! از کلهم جمعیت تقاضا مندم ساکت رو رعایت کنن میخوام در گوش میت تلقینو بخونم اگه شما سر و صدا کنین نمیشنوه اون دنیا دهن مهنش سرویسه مجبورن تنقیه اش کنن!! خوب مشتی دیدی بالاخره مردی؟ اون دنیا چوب توی آستینت میکنن میخندیما! سوالای شب اول تستیه اگه شک داشتی نزن به نفعته!! اگه ننه منو اون دنیا دیدی از قول من بهش بگو... نه هیچی نگو فهمیدی؟ من روی ننم غیرت دارم! سنگ لقدو میکنم توی کو..نتا!!!!!!!


یکشنبه 24 فروردین 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

                                                                                                                                                                                                                               
سلام. الو؟ کسی اینجا هست یا کسی اونجا نیست؟ نخیر مثکه هنوز نیومدن سرکار! حور و پری هم ساکت کار دارن؟ بشینیم اینجا بلکه یه بیاد به حساب کتاب ما رسیدگی کنه. اوف چقذ هم گرمه! فکر کنم جهنم همین دور و برا باشه. سوالای شب اول قبر رو که گند زدیم رفت خدا کنه اینجا چهار جوابی باشه ادم شانسکی یه چیزی بزنه بلکمم درست در بیاد! هرچی سوال سخت بود از من پرسیدن نامردا! انکر منکر به این گیری نوبره! خوب من از کجا باس بدونم بعد از امام چهارم نوبت امام چندمه؟!! اگه از قبل گفته بودن ریاضی قراره بپرسن مام تکلیف خودمونو میدونستیم!! برادر پرنده! آقا. اخوی. داداش. اسکل! بیا پایین یه دقیقه بیبین من چی میگم. چه بالی هم میزنه! از این فرشته تندرو هاست فکر کنم. عینهو مگز داره میره! خوبی حاجی؟ ماشاالله دست فرمونت خوبه ها. بزرگوار یه سوال من امتحان شب اول رو دادم واسه شب دوم کجا امتحان میگیرن؟! مستقیم برم؟ خوب خوب . آها نرسیده به پل صراط بندازم تو کمبربندی؟ داداش اسکلمون نکنیا یه وقت اشتباه بریم از اسفل السافلینت سر در بیاریم؟! نوکرتم. قربون ادبت. ببخشید حالا که لندینگ کردی من یه کم وقتتو بگیرم! این شب دوم دقیقا چی میپرسن؟ من شنیدم عینهون شب اوله فقط وقتش کمتره؟! آها پس بیشتر معلومات عمومیه! گرفتم چی شد. نه من دیشب جون از کون..م در رفت! این انکرو منکری هم که به ما افتاده بودن فکر کنم سبد کالاشونو پیچونده بودن! به دوتا بالت قسم! یک سوالای شیمبلی از ما پرسیدن که بیا و برو! خود خدا هم چند تاشو بلد نبود تو نمیری! خیلی ببخشیدا من هی سوال میپرسم! اگه ما این مرحله رو رد کنیم چند تا دیگه میمونه؟ اوه اوه هفت خوان بعد از مرگ رستمه پس! اونوقت اگه ما گوش شیطون کور بهشتی شدیم زمیناش بنیادیه یا حالتای مسکن مهره؟! بالاخره آدم باس بدونه چه جوریاس. یه وقت یه زیمینو توی پاچه شصت نفر نکنن!! کجا میری؟ باز پرید. دارم ازت سوال میپرسم بی تربیت!! چند ماه خدمتی؟ هان؟...


شنبه 23 فروردین 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

بزن تو گل دیگه. ننه جون منم فوروارت بود تا حالا هک تریک کرده بود! ای بابا الاغو ببینا! معلوم نیست پاس داد یا رید! خدا رحمت کنه ناصر حجازی رو. توی هر بازی لا اقلکم یکی دوتا گل رو میزد!! تخمش هم تخمه نیست اخه! تخم سگ به ما انداخت! هوی یابو کارت زرد بده بهش دیگه. مگه نمیبینی جفت پا رفت رو تخ.م بازیکن ما! اینا داور رو خریدن خداوکیلی. حاضرم شرط ببندم که 15 هزار تومن کارت به کارت کردن واسش! آ باریکلا چه عجب این یه گهی خورد! نزدیک بود گل شه ها. اگه تیردروازه دو سه متر اونور تر بود الان ما یه گل زده بودیم به سرمون! چیه این دروازه هارو انقذه تنگ و ترش میگیرن؟ ادم دلش میگیره! یکی نیست بگه اسکلا خوب زمین باباتون نیست که دروازه رو بکنین سی چهل متر که هی توپ بره توی گل! تخمش که مالی نبود اقلکم یه چایی بخورم بلکه چیزم یه کم آروم بگیره! اعصابم! اوه اوه چه شوتی زد الاغ! این دروازه بان ما هم به درد پایه چراغ زنبوری میخوره! همینجوری سیخ وایساده. نمیکنه یه شیرجه بزنه اقلا میترسه کون..ش بخوره به زمین! چایی اش هم چایی نیست سگ پدر. مزه قهوه میده! زکی نیمه اول تموم شد هیچی به هیچی. فوتبالمونم عینهون سیاستمونه! یا رایانه نمیدن یا وقتی هم میدن بین دو نیمه میدن! قندش هم قند نیست آخه بدبختی! مزه شکر میده...


چهارشنبه 20 فروردین 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    


منو اینجوری نیگا نکن. من نصفمم روی زمینه! بله هرکاری شما بگی ما میکنیم جز مسائل خلاف عفت و اینا. سوابق کاری؟ زیاده ها. بخوام دونه دونه واست بشمرم تا ظهور آقا طول میکشه! حالا که میفرمایید روی تخمم! پس یاد داشت بفرمایید:

اینجانب پس از اتمام تحصیلات خویش در مقطع سیکل به مدت دو سال در سر کوچه به همراه مملی و هوشنگ مشغول نظارت بر امور رفت و آمد دختران محل بوده که کاری بسیار خطیل و دشوار میبود! بنده در این دوسال به یاری خدا و اینا در هفت عملیات کتک کاری و پنج عملیات چاقو کشی شرکت نموده بوده که از مهمترین انها میتوان به عملیاتهای دولاب 1 - دولاب 2- دولاب 3 لغایت دولاب 14 اشاره نمود. شایان ذکر است که اینجانبه در عملیات والفرج مقدماتی تا مرحله نیمه نهایی حضور داشتم که در آن مرحله توسط یک عدد کف گرگی که توسط باقر ببئی به من نواخته شده از دور مسابقات کنار رفته و دیگه جلو نیومدم. پس از اتمام این مرحله به قوه الهی و دعای خیر ننه ام به مدت سه سال خدمت به هنر هفتم نموده و به عنوان بلیط جر بده در پردیس دولاب! مشغول خدمت به جامعه و همینطور هنر و فرهنگ خدمت کرده و جر داده ام...
یعنی چی برم بیرون؟ من یه ساعته دارم روزنومه کاری خودمو تعریف میکنم! منو از دست بدین به چیزتونه ها! به ضررتونه ها ! نمیخواین که نمیخواین به درک. چیزی که زیاده کاره! اینجا نشد اونجا اونجا نشد هرجا!! مرتیکه بز....


سه شنبه 19 فروردین 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

 میگن گربه رو از هر جا ول کنی چهاردست و پا میاد پایین. عینهون من! بدنم ضد ضربه اس! ننم خدا بیامرز میگفت وقتی تو به دنیا اومدی اقا بزرگت تورو توی آب حیاط شستشو داد!! واسه همینه که رویین تن شدی! فقط مثکه از شانس بد من کهنه بسته بودن که یه وقت نشا..م این بوده که اب حیاط به تخم..م نرسیده بوده!! پاشته آشیر چشم اسفندیار تخ...م علی! این سه تا توی تاریخ معروفه! ای داد بیداد. صدبار با خودم در گوشی گفتم برم یه بار دیگه با آب حیاط یه غسلی بکنم اما سرد بود لاکردار. خوب چایی هم که دم کشید. پس چرا کم کشیدی؟ چه میدونم بابا اینم یا نمیکشه یا وقتی بکشه انقدر میکشه که جر بخوره! چایی خوب از همسایه خوبم بهتر تره به شرط اینکه کنارش یه دونه از این نباتها که چوب توی کو..ش کردن باشه! منم که نبات ندارم. به قول شوهر داییم وقتی نبات نداری لا اقلکم آب نبات داشته باش. ای بابا بازکه صحبت آب شد یاد آب حیاط افتادم! پاشم برم یه غسلی بکنم بلکمم همه جام ضد ضربه شد...


دوشنبه 18 فروردین 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    


با تشکر از اسباب رسانه که قدم گذاشتن روی ما و به این مصاحبه مطبوعاتی مشرف شدن! عرضم به درز همگی شما عزیزان همونطور که نمیدونین در فصل بعد تیم ما یعنی " رئال دولاب" باس در مسابقات دسته چهاردهم کشور شرکت بکنه و بی حرف پیش و چیز شیطون کر بتونه موفق باشه. ما از حدود دو هفته پیش تمرینات رو شروع کردیم و در اردویی که در پامنار داشتیم کار بدنسازی رو انجام دادیم!! به این شکل که هرکدوم از بازیکنها باس یه موتور سیکلتو میذاشتن رو کولشون واز روی میله های وسط پامنار میپریدن که این تمرینات سخت وطاقت فرسای باعث شد که بدنها کاملا آماده بشه! نکته دیگه که باس به چیزتون برسونم خرید بازیکن های جدید واسه فصل بعده. ما در فصل نقل و اطلاعات موفق شدیم مهدی خرپز بازیکن فصل پیش تیم دلاوران نارمک رو خریداری کنیم که همینطور که میدونید نه تنها آقای گله بلکه خیلی بچه آقاییه!! بازیکن دیگه ای که ما با قیمت پنج هزار تومن توی حراجی خریدیم محمود شتر بود که بهترین دروازه بان منطقه افسریه به پایینه و امیدواریم که در فصل بعد با این خریدها بتونیم نماینده شایستگی! برای مردم عزیز دروازه دولاب باشیم! من در خدمت شما عزیزان هستم و به سوالات شما پاسخ میدم. دوستان شلوغ نکنین اجازه بدین اول خبر نگاران خارجه ای چیزاشونو مطرح کنن...


شنبه 16 فروردین 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

ننم خدا بیامرز همیشه میگفت خواستی در کنی برو کنار رودخونه در کن! سیزده رو میگفت. امسال هم مث هر سال سال نو با عید همزمان شده بود! من بدبختم که کس و کاری نداشتم برم عید دیدنی مجبور شدم تموم عیدو بتمرگم با اینا خستگیمو در بکنم!! اولش به سرم زد پاشم برم سد کرج زیارت شابدولعظیم! اما بعد یادم افتاد از نذر و نیازهای قبلی یه چیزایی به اقا بدهکارم ترسیدم خفتم کنه شر شه! بعد گفتم هفته اول رو میشینم هفته دوم رو میرم شمال اقلکم با منار جنبون یه عکس داشته باشم! که اونم نشد. تا هفته دوم شد یه هو زنگ در خونه رو زدن! یعنی کی میتونست باشه؟! کسی نبود کره خرهای همسایه بغلی بودن! اما همین باعث شد که من باعث بشم دیگه نرم شمال! والله! شانس نداریم که یه هو دیدی بهمن اومد رفتیم زیر خروارها خاک! این بود که تا سیزده به در نشستیم بعد رفتیم کنار رودخونه در کردیم! همه داشتن اونجا در میکردن! اصلا معلوم نیست " در " ما توی اون شلوغ پلوغی در شد یا نه؟!


چهارشنبه 28 اسفند 1392

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

الو؟ سلام ممل چطوری گو..زو؟ ممل بلند تر حرف بزنه صدات یواشه معلوم نیست چی میگی. ها عید؟ اسکل حالا کو تا عید؟ عید توام مبارک باشه ایشالله تو این سال جدید گه زیادی کمتر بخوری! داری میری شمال؟ شمال از اینور یا شمال از اونور؟ من یه بار از اینور رفتم شمال رسیدم محمود اقا! ها همون محمود اباد! خیلی خوش بگذره. مواظب باش سوانح جاده ای نشی با خانمت برین زیر تریلی!! ممل ؟ قطع و وصل میشه. میگم زیاد تند نریا این پلیسای راهبند با کنترل نا محسوسک میذارن دنبالت بعد یه جا خفتت میکنن به زور بهت اعمال قانون میکننا!! من؟ نه بابا من نمیتونم بیام! هزار تا مهمون دارم. تموم فامیلای آقام عید تلپ میشن اینجا! هفته اول میری یا هفت روز نخست؟! به سلامتی . ببین ممل به انجیر که رسیدی واسه من زیتون پرکنده بگیر!! همون منجیل! نه دیگه چیزی نمیخوام جز ملالی نیست! اها خوب شد چیزم انداختی! اگه رفتی طرفای فومن کلوچه ام بگیر واسه من! اره. کلوچه نادری بگیر اگر نداشت دوتا کیت کت!! نه دیگه قربونت... ها راستی مملی اگه گذرت افتاد بازار ماهی فروشا ماهی سفید یا سیاه یا قهوه ای یا هرچی بگیر بیار بخوریم! اصلا ماهی باشه حالا گه باشه!! الو ممل؟ صدا قطع شد؟ نو ریسمان تو پنجینگ؟
ای بابا مرده شور این مخابراتو ببرن دیگه نیارن!!


سه شنبه 27 اسفند 1392

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

سواد چیز خوبه اما انگشت بهتره! چه کاریه اینهمه درس بخونی سیکل بگیری؟ خوب هرجا خواستی امضا کنی انگشت میکنی دیگه! البته من خیلی بچه باهوشی بودم تو عنفوان بچگیت! تا کلاس دیم ابتدایی هم خوندم اما با اینکه همیشه نمره هام بالای 10 بود دیگه مخم نمیکشید! زمان من درس مرسا انقذ ساده نبود که! دیم دبستان اون زمان عینهونه دی اچ اله الان بود!! وقتی دیدیم که هیچ رقمه مخمون نمیکشه زدیم توی کار بامبول که چی؟ که ننه که بابا من میخوام بزنم تو کار انقلاب! اخه اون موقع اوایل انقلاب بود. خلاصه کار ما شد اینکه یه اسپریت بگیریم دستمون و رو در و دیوار شعار انقلابی بنویسیم! چند بار ساواک منو گرفت برد کهریزک! یک شکنجه هایی میکردن که بگو! بازپرسه لامصب شصت بار بیشین پاشو میداد بعد میگفت شصت دور انفرادی کلاغ پر برو! من همه اینکارارو کردم اما آدم فروشی نکردم! بعدا که دیدن ما هیچ رقمه حرف ازمون در نمیره گفتن هری اما اگه یه بار دیگه روی دیوار بنویسی مرگ بر کریمخان!! میدیم منار جنبونو بکنن توی... خوب دیگه بچه بودیم اسم شاهو بلد نبودیم با خودمون میگفتیم کریمخانم شاهه دیگه توفیری نداره.  وقتی اومدیم بیرون یه راست رفتیم توی صف راهپیمایی. هی اونا میپیمودن هی ما میپیمودیم! یادش به خیر انگار همین امروز بود...

ازهاری بیچاره     بازم میگی نواره    نوار که پا نداره

توپ تانک فشفشه علی الحضرت   .......شه

ای شاه خاین! اواره گشتی

بچه ها متشکریم بچه ها متشکریم

فرح باید برقصه از آقاشون نترسه!

یار دبستانیه ان با من و همراه منی چوق الف تو کو..ن تو .....

که یه هو دم میدون ژاله حکم تیر دادن. بنننننننننگگگگگگگ

شهید شدیم رفت! بابا ما دیگه کی بودیم...!


تعداد کل صفحات: 9 1 2 3 4 5 6 7 ...