تبلیغات
سرگیجه
چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

عینهون یه بره توی لباس گرگ میمونن آدمای این دور وزمونه! دیروز تاکسی گرفتم از دولاب تا خیابون شاپور میگم چقدر میشه؟ میگه سه هزار تومن. گفتم آناناس! مگه اورژانس گرفتم؟ خلاصه با یارو دست به یخه شدم . هی میگفت تو به من فحش دادی گفتی آناناس!! منم بهش گفتم مادر لبو و در رفتم!! قیمت تاکسی ها یه جوری شده که آدم با طیاره بره سر کار بیاد ارزون تر میفته واسش! اینا همش فشار تحریماس دیگه. یه جوری فشار میده که آدم تازه میفهمه فشار شب اول قبر یعنی چی. البته خیالی نیست. ما مقاومت میکنیم! دیشب آشیخ علی اکبر بعد نماز توی مسجد گفت شیکم مهمتره یا سانتیفیوز؟! منم گفتم شیکم ! بعد چپ چپ منو نیگا کرد. چپ چپ ها! جمعیت هم شعار دادن مرگ بر شوروی!! احتمالا همه توی فکرشون به این نتیجه رسیده بودن که من کمو نیستم. بدبختا نمیدونستن که من کلا نیستم !! چه کمو چه هر کوفتی دیگه!

همساده پایینیمون یه پیکان 49 گذاشته واسه فروش! اگه راه بیاد میخرمش. البته فقط رادیاتورش نخورده ولی خوب بد نیست!! میخوام شب ها برم آژانس کارکنم. هرچی باشه تحریمیم. باس مقاومت کرد. ملتی که مقاومت نکنه ملت نیست که! باس سانتی فیوز رو کرد توی کو..ش!!


سه شنبه 29 اردیبهشت 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

از هم محلیهای عزیز تقاضا مندیم در مسابقه ماهیانه محله علم پرور دولاب شرکت نموده بلکمم برنده جایزه شوند. به قید قرعه به نفر اول این مسابقات یک سفر حج به همراه بیمه بدنه رایگان اهدا خواهد شد!

 

سوالات

 

1- به چه حیوانی حیوان نجیب گفته میشود؟

الف- بوفالو!

ب- خر

ج- اسب

د- کره خر!

 

2- قانون جاذبه چگونه توسط نیوتون کفش شد؟!

الف- سیب افتاد روی سر نیوتون کفش شد !

ب- کفش افتاد روی سر نیوتون سیب شد!

ج- هیچی هیچ جا نیفتاد ولی کفش شد!

د- سر نیوتون زیر گیوتون بود که کفش شد!

 

3- پر افتخار ترین تیم باشگاهی فوتبال جهان کدام تیم است؟

الف- شهید منصوری قرچک!

ب- رئال مادرید اسپانیا

ج- نفت مسجد سلیمون!

د- خود سلیمون!

 

4- روز جهانی کودک چه نام دارد؟!

الف- روز جهانی مبارزه با ایز

ب- baby s day !

ج- اصلا روز نیست شب است!

د- همه موارد صحیح میباشد!

 

5- نام اولین انسانی که قدم برروی ماه گذاشت چه بود؟

الف- یوری گاگارین

ب- یوگی گاگارین !

ج- جواد عینعلی زاده!

د- نیل آرمسترانگ

 

6- تابلوی " تالار آینه " اثر کدام یک از هنرمندان معاصر میباشد؟

الف- سعدی !

ب- بعدی!

ج- کمال الملک

د- آقا کمال

 

7- فیلم " ملک سلیمان " درباره زندگی کدامیک از پیامبران است؟

الف- یعقوب !

ب- سلیمون

ج- موسی و نوح!

د- سالامون!

 

8- کتاب " سفرنامه ناصر خسرو " نوشته کیست؟

الف- ناصر

ب- خسرو

ج- ناصر خسرو

د- کوچه برلن !

 

9- به انسانهایی که پیش از تاریخ میزیسته اند چه میگویند؟

الف- پیش تاریخ زی !

ب- اصلا به اونها انسان نمیگویند !

ج- حیوان !

د- پیش از تاریخ کسی نمیزیسته است

 

10- یک از معجزات حضرت موسی...

الف- ید بیضا

ب- ید بیضی !

ج- ید گردالی !

د- یدالله !

 


یکشنبه 27 اردیبهشت 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

کله ات بوی قیمه سبزی میده ها بچه! صدبار بهت نگفتم هرخری هر چیزی گفت تو نرو پشتش؟ سیاست پدر و اینا نداره اسکل ! میگیرن میبرنت اونجا که عرب نی میزد! سرت به کار خودت باشه انقذم تن این ننه بدبختتو نلرزون ! از صبح تا شب داره بندری میزنه پیرزن! اگه میخوای بگی خیلی حالیته به جای اینکه هی احتساب کنی توی دانشگاه و بلندگوی سبزی فروشی بیگیری دستت پاشو برو دنبال یه کار که خرج ننت و اینا رو بدی با سه تا خواهر دم بخت بدبختت! ادای مردا رو در میاری همش وگرنه اگه بچلوننت چس مثقال مردی و اینا ازت در نمیاد. الان هم اگه نمیزنم توی گوشت واسه خاطر ننته و گرنه چنون چپ و راستت میکردم که پای راست و چپت رو از هم تخشیص ندی! فردا هم پا میشم میام دم مدرستون میگم آخه این چه دانشگاهیه که توش گوش بچه رو نمیگیرن یه لنگه پا وایسونن دم سطل آشغال تا آدم بشه؟ پاشو برو گمشو از جلوی چشمم. کمونیسم خاک بر سر! انگل اجتماع. فاشیست! موساد ! احمق امپریالیسک ! اجنبیه سیرابی ! نهیلیست ! توریست ! کاپیتالاسیون خر ! مفنگیه بروکراسی !! ....


سه شنبه 22 اردیبهشت 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

دو کیلو خیار و سه کیلو کدو به من بده داداش که دوچرخمو بد جا پارک کردم! این روزها هم که همه جا دوربین گذاشته پلیس راهور و اینا. اینا خیاره یا موشک بالشتک؟ چقذه گندس! جان؟ نه داداش رفتم توی کار گیاه خوری. میدونی چی میگم؟ یعنی عینهون بز! هرچی علفی جاته میخورم فقط ! هم واسه سلامتی خوبه هم آدمو لاغر میکنه هم باعث میشه از سرما خوردگی جلوگیری بشه. باور کن. تا حالا دیدی بز سرما بخوره؟ مال همینه دیگه. ببین راستی هویج دلمه ای خوب هم اگر داری بذار! هویج علاوه بر اینکه سوی چشمو زیاد میکنه ویتامین ب کنفلکس هم داره! آره تو نمیری. درسته اسمه ویتامینش سخته ولی واسه همه جای آدم خوبه. من خودم توی یه کتابی خوندم که رستم روزی یه لیوان آب هویج میزده توی رگ ناشتا ! واسه همین بود که تونست دیو سفید رو سیاه کنه! وگرنه دیو سفید که به این راحتیا سیاه نمیشد! قربون دست و پنجولت گوچه فرنگی هم داری؟ تموم شد؟ عیب نداره به جاش گوجه سبز بده! گوجه گوجه اس دیگه. میدونستی گوجه فرنگی خاصیت آنتی باکتریان داره؟ به مرگ تو ! میگن هرکس روزی دوتا گوجه فرنگی بخوره آنتی که هیچی تمام ویروساشم باکتریان میشه! دستت درد نکنه داداش. چقدر شد؟ باشه بعدا میام نقدا کارت میکشم...


دوشنبه 21 اردیبهشت 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

قدیمیهای دولاب میگن آقا بزرگ من کرامت زیاد داشته. مرید زیاد داشته. همیشه سی چهل دنبالش عین بز راه میفتادن که بیبینن چی میگه بعد توی دفتر مخششون بینیویسن! عارفی بوده واسه خودش. از اون عارف راستکیا . حاج محمود که بزرگ محله و سن خر پیره رو داره از مریدای همین آقا بزرگ ما بوده. یه بار تعریف میکرد که داشتن میرفتن طرف مسجد. یه گدایی میاد جلو به آقا بزرگ ما میگه به من کمک کن. بار اول جوابشو نمیده. دوباره میگه اما بازم جواب نمیده. بار سوم که جمله شو تکرار میکنه آقا بزرگ ما چنون با لگد میزنه زیر ک..ن گداهه که چهار پنج میره هوا بعد با مخ میاد کف اسفالت و عینهون پهن پخش میشه ! این خیلی درس بزرگیه وا ! حاج محمود میگه وقتی لگد رو زد یه هاله ای از نور دم ک..ن گداهه به چشم خودش دیده ! همه این روایتها رو من نوشتم توی دفترم که یه روز چاپ کنم!  حاج محمود میگفت یه بار هم داشتیم سماع میکردیم. وقتی مجلس رو شور و حال گرفت یه هو آقا بزرگت رفت وسط شروع کرد به چرخیدن. انقذه چرخید و چرخید که همه ما سرمون گیج رفت. میگفت ما بلند شدیم رفتیم خونه فردا که اومدیم دیدیم هنوز داره میچرخه! این خیلی درس بزرگیه وا ! میگفت همونجا بود که بهش گفتن " فرفره العارفین " ! من همه اینارو باس کتاب کنم! یادش به خیر. آقای خدا بیامرزم یه بار اومد اینجورکی بچرخه چنون گه گیجه ای گرفت که تا یه هفته توی کما بود بعد آوردنش بخش...!


یکشنبه 20 اردیبهشت 1394

تکست رپ !

   نوشته شده توسط: علی .م    

... شاعر میفرماید " چون چیز شدی حافظ از میکده بیرون شو " این مصراع از سعدی واقعا آدمو جر میده ! خیلی عمیقه. من خودم یه بار رفتم توی عمقش هرچی میرفتم باز عمق بود! میگه آدم وقتی پیر میشه نباید عرق بخوره. چرا نباید بخوره؟ الان علم پزشکی هم این رو ثابت کرده. آدمای مسن وقتی مشروبات الکلی میخورن مست میشن! تلو تلومیخورن. یه هو ممکنه با سر برن توی موزاییک! میگه وقتی پیر شدی برو گمشو از عرق فروشی بیرون. میخواستی وقتی جوون بودی بخوری ! البته فردوسی پاکزاد که تربت بر آن رحمت پاک باد هم در یه بخشی از منطق الطیر به این نکته اشاره میکنه! میگه " پیری و جوانی چو شب و روز بر آمد      ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم 
اینجا داره پیری و جوانی رو تشبیه میکنه به شب و روز. میگه ما جوون که بودیم خواب بودیم الانم که پیریم خوابیم بیدار بشو هم نیستیم. از این بیت خیلی از تاریخ دانها استنباغ میکنن که فردوسی عملی بوده ولی این نکته از پایه دروغه. فردوسی اگه معتاد بود میدون نداشت که ! توجه کردین؟ فقط یه شاعر در تاریخ ادبیات داشتیم که ثابت شد شیشه میزنه اون هم پروین اعتصامیه! من حاضرم این نکته رو ثابت کنم! ملک الشعرای بهار خودش دیده! اصلا خودش به من گفت. دم چیز من گفت! من الان بهتون ثابت میکنم وایسین دادم بچه ها مایکروسافتش کردن روی سی دی الان براتون میذارم1 اجماعا یه صلواتی بفرستین تا من پاور پونتمو در بیارم...


سه شنبه 15 اردیبهشت 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

آقای دکتر قربون مدرکت برم که زدی به دیفال. از شما پنهون نیست از شما چه پنهون دوسه روزه حالم خوش نیست. چیز خاصی نیست وا ! یه نموره راه که میرم سرم گیج میره وقتی هم میشینم تهم قلنج میکنه اساسی! پا دردم دارم یه کم! پای راستم به پای چپم میگه آناناس! آها خوب شد یادم افتاد عینک آفتابی هم که میزنم همه چیزو برجسته میبینم! قلمبه میبینم! بله بله سه بعدی! خدا لعنت کنه پسر عفت خانوم رو . یه عینک به ما داد گفت بزن از ورود اشعه ایکس به چسم و چارت جلوگیری میکنه! راستی آقای دکتر زخم بستر هم دارم فکر کنم! گلاب به روتون دستشویی که میرم جای بسترم درد میگیره! فکر کنم باس یه سونو گرافیک بنویسی واسم با ژلوفن! دیگه بقیه جاهام مشکل خاصی نداره. فقط یه وقتا نفس میکشم اکسیژن نمیره تو دماغم ! فکر کنم همش دی اسکید کربن جذب میکنم! عینهون گیاها شدم! چند وقت دیگه فتوسقز نکنم خوبه! قربون دست و پنجولت دکی حالا که داری نیگا میکنی بیبین این مهره کمر من سر جاشه یا نه! احساس میکنم توی ستون فقراتم یه تیکه هست که هیچی توش نیست! میگم نکنه افتاده باشه. البته من همه جارو گشتم نبود! بیبین اگه نیست یه مهره ای خر مهره ای بچسبون جاش تا ایشالله اصلش پیدا شه! دفترچه بیمه؟ نه من فقط یه دفترچه تلفن دارم که شماره همه توش هست. میخوای بیارم بیبینی؟ تعارف میکنی؟ آخ راستی دکتر بصل النخاعم هم چند وقته گوزیده! میدونی چی میگم؟ بصلش کار میکنه اما نخاعش جا میره هی ! میخوای یه آزمایش ادرار هم بینیویس ضرر نداره...


دوشنبه 7 اردیبهشت 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

در ضمیر نا خود آگاه من یه کودک درون وجود داره که هنوز نصفش بیرونه! هر کاری هم میکنم تو نمیره. من از نظر علم روانپزشکی خیلی موجود پیچیده ای هستم در حالیکه از نظر علم دامپزشکی اصلا اینجوری نیست! یه بار رفتم پیش یه روانپزشک گفت تو اسکیزول فیرینی داری؟ گفتم خطرناکه؟ گفت نه ولی حالا حالاها جاش درد میکنه!! راستم میگفت. هنوزم که هنوزه یه جاهاییم درد میکنه ! بهش گفتم دکتر امپیسیبیل بزنم بهتر نمیشه؟ گفت نه فقط ورمش میخوابه. من که هنوزم نفهمیدم ورمم کدوم ورمه!! میگفت اجداد همه انسانها میمون بودن. منم شاکی شدم گفتم میمون باباته مرتیکه خر ! جد من حاج موسی کتاب فروش بوده! از اونروز به بعد بود که من کلا از علم روانشناسی قحط امید کردم! یه مدت زدم توی کار علم فیزیک! فیزیک خیلی علم نازیه اما بدیش اینه که همش خارجی مینویسن توش ! یادش به خیر . انقذه تئوری نسبیت انیشتنگ رو خوندم که بیا و بپرس! اما چه فایده الان دیگه از مد افتاده. الان فیزیک کوانتول اومده. یعنی صد رحمت به شیمی و ممدلیف! تنها راهی که که پیش پام مونده اینه که برم کودک درونمو بکنم بندازم دور! شایدم بهش چسب میخچه زدم که خودش بعدا ور بیاد...!


شنبه 5 اردیبهشت 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود      ای تف تو این بیایان وین راه بینهایت !

هر دفعه من فال حافظ میگیرم همین شعر میاد! حافظ هم دندونای مارو شمرده خدا وکیلی. ایندفعه باهاش اتمام حجت کردم! تهدیدش کردم که از این به بعد یا فال سعدی میگیرم یا اصلا به جای اینکه فال بیگیرم حالتو میگیرم! اسکل پیدا کرده! همین میشه که مردم دسته دسته میرن به سمت رمل و اسطرلاب و اینا دیگه. هر موقع هم که میام استخاره بیگیرم یا اون آیه میاد که زلیخا میپره به یوسف یا اون یکی که یونس میره تو دهن نهنگ ! یعنی آدم یه وقتایی حیرون میمونه که چی کار باس بکنه. اصلا از این به بعد هرکی تک بیاره میکنم! والله! سنگ کاغذ قیچی هم بد نیست. فال قهوه؟ اونم یه بار گرفتم. من نیتم این بود که حال ننه خدا بیامرزم خوب میشه یا نه اونوقت طرف به من گفت یه زن لاغر افتاده توی فالت که موهاش رنگ هویجه!! بد خواهته! خوب ما کلا توی دولاب یه زن داشتیم که موهاش رنگ هویج بود اون هم ننه ما بود!! اینکه میگن این چیزا خرافاته حق میگن به این برکت...


سه شنبه 1 اردیبهشت 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

من میگم آدم باس همیشه توی زندگی راه مستقیم رو بره حتی اگه با سر بره توی دیوار! گوشت با منه؟ آره داداش. شاعر خدابیامرز میگه " ز سستی کجی میزاد راستی؟ " این یعنی چی؟ یعنی راه کج به منزل نمیرسه! حالا حکایت توئه. الان باس راست باشی! اما چی؟ کجی. خوب ازت سستی میزاد دیگه. اون اوایلش که خلافت سبک ما پیش خودمون گفتیم عیب نداره خودش چیزش میخوره به سنگ ! سرش ! گفتیم سر به راه میشی. اما چی؟ گل به سر عروس هم نشدی! یادته از مش مهدی بقال دوتا اسمارتینگز کش رفته بودی؟ خوب دیگه. تخم مرغ دزد شتر مرغ میشه!! آخه مرد حسابی کدوم آدم عاقلی از عابر بانک سرقت مسلحانه میکنه؟! اصلا میدونی جرمش چیه؟ حد اقل حبس ابد روی شاخشه! تفنگ که داشتی. تفنگتم فشنگ هم که داشته. این یعنی فاتحه! حالا تازه اگه شانس بیاری عابر بانکه رضایت بده وگرنه با صندلی برقی دارت میزنن!! بیا ننت واست یخده غذای خونگی فرستاده. همش میگفت پسرم به فست فود های زندون عادت نداره! چی؟ این گوشیه رو بردارم؟ تا الان صدای منو نمیشنیدی؟ خوب زودتر میگفتی آشغال! مرتیکه دی..ث عوضی ! چی؟ صدا اومد؟ خوب. خوب. میگم این چه کاری بود کردی؟ سرقت مسلحانه اونم با اسلحه؟؟؟ عیب نداره یخده کشک بادمجون بده بخوریم. گور پدر خودت بابا...


دوشنبه 31 فروردین 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

خیلی قدم رنجه کردید به سر ما که تشریف آوردین ! بفرمایین. زنونه بالاس مردونه پایین. توالتها هم به همین شکله! باز زنونه بالاس مردونه پایین!! به به چه دسته گلی. دست شما درد نکنه حاج خانوم شما خودتون گلین. مهمانهای عزیز توجه فرمایید مراسم پا تختی نداریم هرکس هر کادویی میخواد بده امشب بده!! کرم مرتضی علی دستتون رو بکنین توی جیبتون! بله کارتخونم هم هست! میارن میچرخونن توی مجلس واسه کسایی که میخوان کارت بکشن! به به به افتخار پدر دوماد یه چیز مرتب بزنین! لی لی هم بکنین! مهمانان محترم توجه فرمایید هنگام خوردن شام خدا پیغمبرم در نظر بیگیرین! کاه از خودتون نیست کاه دون که از خودتونه! اگه خدای نکرده بخوای مثل خر بخورین همکارن من در بخش سیکوریتی با شما برخورد میکننگ! بله حاج خانوم آسانسور هم داریم فقط هی دکمه هاشو بی خودکی فشار ندیا! اگه خدای نکرده آسانسور خراب بشه پولشو از ما میگیرن! جانم؟ بله حتما. پسر جون اون کارتخونو وردار بیار آقا میخواد کارت بکشه! چقدر میکشی داداش؟ دویست تومن؟ گه خوردی !!! پونصدش کن که شامی که امشب میخوری حلالت باشه و گرنه ما که راض نیستیم!! بشتابید بشتابید . الان مراسم شروع میشه وا ! جانم؟ شما کارتتو نیاوردی؟ عیب نداره میگم بچه ها شماره کارت بدن رفتی بیرون کارت به کارت کن! فقط داداش یه گرویی چیزی پیش ما بذار که خیالمون راحت باشه....

 

همیشه هرکی عروسی داره منو به عنوان خوشامد گو دعوت میکنه...


یکشنبه 30 فروردین 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

... من اصلا نمیخواستم توی این کنفرانس خبری شرکت کنمو به زور منو شرکت کردن! من نمیدونم این کمیته داوران چه پدر کشتگی با تیم ما داره. این داور بود خدا وکیلی؟ این بابا رو من میشناسم. پارکبانه! اونوقت گذاشتنش داور. بازیکن مارو توی محوطه جریمه زدن دهن مهنشو گچی کردن اونوقت به جای اینکه واسه ما پنالتی بیگیره واسه اونا کرنر گرفته! باس شاشید توی این داوری! اون کمک داوره هم که به جای پرچم لنگ گرفته دستش! هی اینور اونورش میکنه. به جون همتون تا دقیقه هشتاد بازی من فکر میکردم یارو داره لزگی میرقصه! نگو داشته آفساید میگرفته!! خوب شما که یه پرچم ندارین بدین دست کمک داورتون گ.. میخورین مسابقه برگزار میکنین. شما صحنه گل بیست و سوم اونارو نیگا کنین یه بار دیگه! توپ اصلا از خط دروازه رد نشده بود. من همینجا خدمت همه شما اعلام میکنم اینا با تیم دولاب مشکل دارن. من گفتم همین امروز بچه ها یه نامه پست کنن به فیفا توش فحش رو بکشن به هرچی فوتباله! شت توی این فوتبال! حالا همه اینا یه طرف چمن ورزشگاه یه طرف. من یکی از بازیکنهای تیمم باغبونه! به من گفت آقا اینا که اینجا کاشتن چمن نیست اصلا اسفناجه! دو سه تا بادمجون و هندونه هم من خودم پیدا کردم توی زمین! واسه دو زار در آمد بیشتر از فردا برنج هم میکارن توی محوطه جریمه! من همینجا اعلام میکنم نتیجه بازی باس سه هیچ به نفع تیم ما بشه وگرنه من همون بادمجونو میکنم توی ک..ن این فوتبال...


سه شنبه 25 فروردین 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

صاب مرده کیه؟ شمایی؟ پسرشی یا دخترشی؟! آخ آخ خدا رحمت کنه آقاتو. از قیافه اش معلومه چقذه نورانی بوده! عینهون اینکه فلاش دوربین کرده باشن تو ماتحتش داره میدرخشه! اصلا تو نمیری میت های دیگه رو تخت الشعار قرار داده! ایشالله غم اول و آخرتون باشه. توی شادیاتون جبران کنم به حق سید الکریم. جان؟ بله دیگه الان میخوام بشورمش. چی شد مرد؟ ای بابا اینم توی توالت سکته کرد؟ عجیبه ها. این پنجمین میت مستراحیه امروزه! آقا من به این نتیجه رسیدم که عامل اول مرگ و میر توی ایران تصادف مصادف نیست بلکمم مستراحه! خوب شما تشریف داشته باشین اونور شیشه. من الان خودم همچین آقای خدابیا مرزتون رو میسابم که مشتری بشین! خوب رفت. قیافه اش به این آدم با کلاسای سامسوننت دار میخوره. باس یه جوری آقاشو بشورم که یه عیدی درست و حسابی بهم بده! ببین داداش. صدای من میاد؟ میگم ما اینجا معمولا یخده سدر و کافورو با هم قاطی میکنیم بعد میکنیم توی سوراخای میت پنبه میچپونیم توش! اما من واسه میت شستن میت شما از شامپو گردوی پرژک استفاده میکنم که موهاش براق و شفاف بشه! اینجوری روز محشر تیپش محشر میشه ملائکه روی هوا میبرنش! نه بابا خواهش میکنم انجام وظیفه اس. خوب اینم از این! به به میت نگو عسل بگو! ماشالله. چقدر چهره اش ملکوتیه واقعا! آدم ملکوتش میاد اصلا! ببین داداش الان یه کیسه مشتی هم میکشم واسش که جیگرش حال بیاد. چند سالش بود؟ اخی هشتاد که چیزی نیست. من اینجا میت داشتم یه سال از خود خدا کوچیک تر بوده! آقای شما جوونزمرگ شده. خوب اینم از کیسه. یخده شامپو " من " هم بهش زدم که کلا استریلت بشه. دست آخر هم یه واکس و پلیش! نه نگران نباش بدون رنگ در میارم واست! خوب اینم از این. فقط مونده فکشو پلمپ کنم ! داداش ببخشید امروز شلوغ بود وسائلمون تموم شده! من فعلا با کش قیطونی میبندم که کارت راه بیفته! خواهش میکنم وظیفمه داداش.


دوشنبه 24 فروردین 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

به مناسبت روز مادر چند روز پیش ها رفتم سر خاک پدرم. قربون شما. هرچی خاک اون مرحومه عمره شما باشه. سلط آب برده بودم با تی و اسکاج و شامپو من ! همچین قبر اون خدا بیامرزو شستم که نگو! تازه آخر سر یه سنگ پا هم کشیدم واسش که بیا و ببین! پولم دیگه به گلاب و این چیزا نمیرسید. یارو گلابیه بی همه چیز واسه یه شیشه گلاب پول کل کاشون رو از من میخواست بیگیره. خلاصه چنان برقش انداختم که نگو. خدا رحمتش کنه. مرد شریفی بود. یه دو ساعتی نشستم پا قبرش قران خوندم. انقذه با سوز و گداز خوندم که گناههای اون مرحوم که هیچ گناهای خودمم مالیده شد فکر کنم!! بعد که حسابی با آقام درد و دل کردم رفتم قطغه هنرمندان. اوه نمیدونم چه خبر بود. من تا حالا نمیدونستم هنرمندا هم میمیرن همیشه فکر میکردم سکتع میکنن فقط. آخ آخ من جای خدا بودم با اینهمه هنرمند که اون دنیان یه فیلم مشتی میساختم! میفروشه ها! اما خوب واسه خدا اقتصاد خیلی مهم نیست! دو سه تا سوره هم واسه آقا خسرو شکیبایی خوندم که وسطش یه هوخوابم برد. توی خواب دیدم که آقام با خسرو شکیبایی دارن شونه به شونه هم میرن. توی یه دشت سبز. دشت بزرگ. داد زدم آهای آقاجون... برگشت نگاهم کرد و گفت: زهر مار و آقاجون!! خیلی ازت خوشم میاد هی هم عینهون بز میای سر قبر من؟ بعد خسرو شکیبایی خندید. فکر کنم چون گلاب نخریده بودم آقام شاکی بود...


یکشنبه 23 فروردین 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

خدا عزت بده به هرچی شاطره. تنورت گرم مشتی. من یه دونه میخواستم اما اومدم توی صف چند تایی ها که هرکی مارو دید خیال کنه چند نفریم! به اوس مهدی هم که اینجاست. چطوری بابا؟ هنوزم که مدادت پشت گوشته! الان همدوره ای های تو تبلت میذارن پشت گوششون! درزت درد نکنه منم خوبم. یه نفسی میاد و میره. اون نفس بود میومد و میرفت یا آّب باریکه بود؟ جونم آق شاطر؟ بله مال من سه رو خشخاشی باشه! ما که وسعتمون نمیرسه ناهار و شام بخوریم لا اقلکم صبحونه رو یخده بیشتر ببندیم به خیکمون. البته الان مد هم هستا. هرکی پول نداره غذا بخوره میگه رژیمم! به جون تو میگم. ما یه حسن داریم توی محلمون کلا با لباس بیست کیلو هم نیست یعنی مورچه از کو...ش بلغور میبره بعد هر وقت میبینیش میگه رژیمم. اوسا نون مارو یه اینور انورش بکن قربون دستت. بذار همچی از تو بسوزه! پنیر تبریزم خریدم. نیگا. مال کاشونه! خداییش میدونستی بهترین پنیرهای تبریز مال کاشونه؟ نمیدونستی دیگه. کلا باس زیاد پنیر خورد. اونایی که میگن پنیر آدمیزاد رو خنگ میکنه  دستشون به گربه نمیرسه میگن بو میده ! به به درزت درد نکنه آق شاطر. خدا پدر و مادرت رو جدا از هم نیگه داره! خدا از مریصی کمت نکنه! ایشالله عاقبت به خر شی! دست به آرد میزنی سنگک بشه! ما که رفتیم صبحونه.

این از ما...


تعداد کل صفحات: 21 1 2 3 4 5 6 7 ...