تبلیغات
سرگیجه
چهارشنبه 29 مرداد 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

یکی بود یکی نبود؟ کجا بود؟ سر قبر من! من چه میدونم کره خر!! ببین من اعصاب ندارما. من ننت نیستما ! میگم یکی بود یکی نبود بگو چشم! بچه مرده! همچین میزنم که تا دو سه روز فرقتو تشخیص ندیا ! کی ما بچه بودیم اینجوری بودیم؟ حمال ! ببند چشای مرده شور بردتو ! بچه های این دور و زمونه پررو شدنا. دفعه آخرت باشه وقتی من دارم حرف میزنم زرزر کنیا ! یکی بود یکی نبود. فهمیدی؟؟ دیگه بقیه اش به تو مربوط نیست ازگل ! تو بشین قصه ات رو گوش بده بعد هم بگیر کپه مرگتو بذار . اینجا از این خبر ها نیست ها که بخوای هی وول بخوری مث سگ پاسوخته توی رختخواب! چنان چک و لگدیت میکنم که دهن مهنت سرویس شه !! ولد الزنا ! من میگم یکی بود یکی نبود یعنی یکی بود یکی نبود. کجا بود به توی خرچسونه ربطی نداره. حالیته؟ دلش میخواسته نباشه مشکلی هست؟ نکبت عوضی!! اینهمه من دارم با ملایمت باهات چیز میکنم اما مثکه حالیت نمیشه. ببند چشای کور شده تو! بذار ایندفعه ننه بابات بیاین بهشون میگم من دیگه کره خر شما رو نگه نمیدارم! گه نخوردیم که با شما همسایه شدیم که.  میمون! چشا بسته. یکی بود یکی نبود. میفهمی یا بهت بفهمونم؟؟


سه شنبه 28 مرداد 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

مستر کارتریج اشکول ! اوکی. گود مرنینگ. کن یو اسپیک؟ اوه گود! سی پلیز. د ِ ایرانین پیپل سِد : هسته ای انرژی ایز اور سیچیولیشن!! نو نو . کلوز ملوز نو ! اور سانتیفیوز شود ورکینگ لایک اِ دانکی !! یو شود شو دت کانکشن ایز انستلی !

ای بابا یکی به این زنیکه چارچشمکی حالیکه کنه تو که دوتا کلوم انگلیسی بلت نیستی گه میخوری میای مذاکره! برادر دیلماج! من تهرونی اش رو میگم تو به خارجی واسش ترجمه کن. ببین آبجی سانتیفیوز تعطیل معطیل توی کارش نیست. عینهون خر باس کار کنه. شما اگه میخوای چیزتو به ما نشون بدی!! حسن نیتتو . اول به اون اسرائیل سگ ننه بگو دست از سر افغانستان برداره!! هی موشک نریزونه توی بلندیهای جولانگ! بعد این داعش ماعشو از خاک غزه بندازین بیرون! اگه نندازین بیرون خودتونم میندازیم بیرون! حالا گیریم که این کارا رو هم کردین بازم راه نداره که ما غنی سازی نکنیم. ما کلا اصالاتا مغنی هستیم. نژادمون یه جوریه که مگزو هم روی هوا میگیریم غنی منیش میکنیم! حالا هم پنج تایی تون برین بیشینین با هم فکر کنین ببینین اگه حاضرین شرایط مارو قبول کنین ما هم چیزمون رو در بیاریم بذاریم روی میز!! گزینه هامون رو! اگر هم قبول نکردین به همین برکت قسم شیش تا سانتی فیوز به نیت شیش گیشنیز دونه دونه میکنم تو کو..ن شریفتون که نفهمیدین از کجا غنی سازی شدین!! بچه ها پاشین بریم! هی کاترین! اگه به نتیجه رسیدین بگو من فردا با دوتا شاهد بیام قرارداد رو محضریش کنیم بره! گود بای. بای بای. تیک ایت ایزی...!

دیشب داشتم فکر میکردم اگه از همون روز اول منو میفرستادن واسه مذاکرات ژلو تا الان تمومش کرده بودم رفته بود! چیه بیخودی هشت ساله سر یه هسته افتادن به چیز هم؟؟ به جون هم...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


دوشنبه 27 مرداد 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

کس نخارد چیز من جز ناخن انگشت من ! شیخ ابوالقاسم مولانا یه چیزی میدونسته که شعر میگفته و گرنه چه کاریه؟ میرفت سر بازار قوریه سیگار میفروخت دوزارم بیشتر گیرش میومد! فقط بدیه شعراش اینه که سنگینه. هر کسی مث من نمیتونه به عمق باطنش نفوذ کنه! منم که فرصت ندارم عینهون الهی قمشه واسه این و اون تجزیه و ترکیب کنم! مثلا اون شعرش که میگه از " گلستان تا مرا ببریده اند " اصلا چیز آدمو در میاره!! اشک آدمو! یعنی فقط باس بلبل باشی تا بفهمی از گلستان یه گل رو ببرن چه فشاری به بلبله میاد ! یا اونکه میگه " وطن پرنده پر در خون "!! آدم میشنفه گر میگیره. تو حساب کن یه شاعری بوق سال پیش چقذ سیاسی بوده! این نشون میده که اون موقع هم اپوزیشیول بوده اینور اونور مملکت! من خودم نزدیک سی ساله داره یه تحقیقی میکنم که کاملا نشون مولانا توی انقلاب کبیر فرانسه نقش مهمی داشته! البته این خیلی سخته چون هم باس اشعار ترکی اش رو ترجمه کنم هم اشعار فرانسویا رو ترجمه کنم به ترکی!! کیه؟ ای بابا تا ما اومدیم باز دوزار تحقیق کنیم هوشنگ تر و تور میس کال انداخت روی در خونه.... نمیذارن که


سه شنبه 21 مرداد 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

یکی به نعل نزن یکی به سیخ افسرِ یابو!! کاملا مشخصه این لندهور با اون لگنش از پشت زده به من . تازه اونم چی؟ از فرعی در اومده پیچیده توی اصلی زرپ گذاشته در ک...ن من !! من به این راحتیا کوتاه نمیشما! باس خسارت بده. شما اون نقاشی رو بکش رو کاغذ بده دست من خودم دمار از خودش و بیمه اشو خار و مادرش در میارم!! سرعت من؟ جناب سرگرت من خونه پرش داشتم 30 تا دل دل میکردم واسه خودم میرفتم این کره خر لا اقلکم با 200 تا  سرعت داشت گوز گوز میکرد ! حالا من هیچی اگه خدای نکرده کنترلشو از چیز میداد میزد به یه عابری َ. پیرزنی چیزی طرف الان عینهون کالباسک چسبیده بود به چیز چراغ برق ! بله الان مدارک میدم خدمتتون. بفرمایین. این کارت ملی این سجل این معافی این دفترچه بسیج این کارت شتاب این قبض آب این چیز برق این رسید پرداخت شارژ سه ساله ساختمون به مبلغ 4500 تومن. این عکس تکیه آقام این عکس تکیه ننم! هردوتاشم پنج در چهاره ها ! اینم عکس دوتاشونه توی مکه !! این پشتیم که میبینی خونه خداس ! قباله ازدواج آقامم هست از زن اولی تا زن چهارمی فقط یه کم کمرنگه چون کپیه سر کوچه کلا چیزش کمرنگه! اگه خواستین بدین همکارا فتو شاف کنن پر رنگ بشه! فقط یه وقت زبونم لال از عکس ننم سوء استفاده نشه ها ! سایبریش نکن!! دست شمام درد نکنه! اینم که آخرین مدرک تحصیلیمه. سیکل با معدل 8 !! آها یادم اومد اینم نامه آقا بزرگمه که وقتی زمان ممدلیشاه تبعید بود واسه خانوم جونم نوشته!! شما خطو نیگاه کن. ببین چقدر سیخه!!

جان؟ گواهینامه؟ نه دیگه فقط همونو ندارم!! مدارکم کامله ها فقط هنوز وقت نکردم برم آزمایش بدم توی شهرک آزمایش...!


سه شنبه 14 مرداد 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

خوش به حالتون که میرین کربلا. واقعا خوش به سعادتتون. دستتون زیر سر من! ایشالله چیزش واستون بچرخه! من سی ساله اسم نوشتم که برم مکه زیارت کربلا اما هنوز که هنوزه آقا امام رضا رو منو نطلبیده! آب نطلبیده مراده ولی آب طلبیده معلوم نیست چیه؟ خیلی دستک و دمبک دنبال خودتون راه نندازین. زیارتو باس سبک رفت. رفتنی سبک برین برگشتنی سنگین بیان! البته عراق سوغات درست و درمون هم نداره فقط داعشه که اونم من راضی به چیزتون نیستم! شیش دنگ حواستونو جمع کنین بمب گذاریتون نکنن! این بی ننه ها چنون آدم میکشن که انگار دارن انتی باکتریال میکشن! پول مولاتونم توی دو..مولاتون قاین کنین ها! این عراقیا دزدن پولتونو میدزدن! سازمان بهداشت جهانی آمار منتشر کرده توی روزنومه رسمی که از هر شیش نفر عراقی پنج تاشون دزدن یکیشون صدامه!! دیگه سفارش نکنم تا میتونین منو دعا کنین ایشالله که با همین دعاهای شما من عاقبت به چیز بشم! برین به سلامت. آب معدنی میریزم پشت سرتون! آب روشنیه. بزن روشن شی . از کنار دیوار برین زوار هرجا هم که داعش دیدین بچسبین به دیوار جیغ بزنین!! به سلامت..


یکشنبه 5 مرداد 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

بدو بیا اینجا. سیگار دارم ! ماربرو. ماربیا . وینستون . بیستون . چهل ستون! کنت. منت.

بهمن. هما ! زر . خر . سیگار برگ تهیه شده از تازه ترین برگ درخت انگور با طعم دلمه!

بدو بیا. لعنت بر هرچی نخی کشه! باسک بخر خیال خودتو راحت کن! با خرید هر باسک

سیگار یه بسته کبریت به صورت اشانتیول داده میشود.  شعار ما اینه " تف به قبر اون

سیگاری ای که فندک جیبش نباشه! " شیک ترین فندکهای خاور میانه فقط با هزار

فندک زیپو. آب زیپو! فندک با طرح حریم سلطان رسید!! برو بچه جون برو ما سیگار به

زیر هیجده سال نمیفروشیم. خلاف کنوالسیون حقوق بشره! برو بگو آقات بیاد بخره یا

با اجازه نامه کتبی از والدین به اضافه استشهاد محلی! بکش و ببر ! ورزش دشمنه

سیگاره! یادت نره. پدر جون هما میخوای؟ بیا بیشین همینجا بکش. اگه دوتا بسته

بخری یه چایی نبات هم با پنجاه درصد تخفیف بهت میدم بخوری؟ نمیخوای؟ به تخ..مم

که نمیخوای! سیگار کش نیستی که. چس دود کنی! سیگار با برچسب سلامت رسید!

بدو تا نبردن! سیگار رژیمی داریم!! با کشیدن دو هفته این سیگار به میزان دو تا سه

کیلو دنبه هاتون آب میشه! دیگر نگران اضافه وزن خود نباشید. دیگر دوران لبوساشکن

به پایان رسید!! سیگار الکتروتیکی هم داریم! این سیگار فقط دود میکنه و چیز دیگه ای

نمیکنه! در نتیجه شما نه تنها سرطان نمیگیرین بلکه دهن ریه تون هم گچی میشه!

با قابلیت شارژ ایرانسل!! باطری دو هسته ای سانتر فیوز دار!! گاز بزنم؟ خجالت بکش

مرتیکه الاغ!! اها فندکتو میگی؟ بده من. گاز دارم گاز !! توی نوشابه هم میشه ازش

استفاده کرد!! من خودم دیدم با همین گاز توی خارج بالن هوا میکنن!! قابلی نداره

اخوی! یه گاز داشتی میشه پونصد! خدا بده برکت. برو تا میتونی گاز بده...!!!


شنبه 4 مرداد 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

سرمای جانگدازی بود. عابرین با شتاب در پیاده رو به آهستگی قدم بر میداشتند! همه در این فکر بودند که زودتر به خانه برسند تا اسباب و اثاثیه شان قندیل نبندد! در این میان دخترک کبریت فروش درست رو به روی یک نون تافتونی ناراحت و غمگین نشسته بود. سرما تا اونجاهایش نفوذ کرده بود  و دستهایش همچون کوره ای خاموش سرد بود. با التماس به عابرین میگفت : آقا ، خانوم لطفا یک بسته کبریت از من بخرید. جان مادرتون یک بسته کبریت از من بخرید. اما هیچ کس به اون بی توجه بود و تخ..مشونم حسابش نمیکردن!! دخترک دیگر امیدش نا امیدش شده بود. با خودش گفت: حالا که هیچ خری از من کبریت نمیخرد کبریتهایم را یکی یکی روشن میکنم تا بلکمم گرم شوم و از سرما نمیرم! بنا بر این شروع کرد به روشن کردن کبریتهایش اما آنقدر خر بود که نمیفهمید در این سرمای جانسوز کبریتها بلافاصله خاموش میشوند! دختره خنگ تمام کبریتهایش را شوهر داد و فقط یک کبریت برایش مانده بود. انقدر بیشعور بود که آن راهم آتش زد! فکر میکرد الان عینهون قصه ها یک فرشته مهربان ظاهر میشود و برای او ایران رادیاتور میاورد! اما هرچه نگاه کرد هیچ الاغی آن دور و بر نبود! دخترک در سرمای سوزناک شب عینهون این حیوانها که تاسکی درنی میکنندشان خشک شد و به ابدیت پیوست! خدا رفتگان شما رو هم غریق کنه! روحش شاد...

 

( بخشی از داستان الیور توریسم! نوشته داسانوسفکی - برگردان به فارسی توسط شهروز دولابی- انتشارات دولاب- چاپ چهل و هشتم! )


چهارشنبه 1 مرداد 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

با گاری تا شمرون میشه رفت اما تا قم نه

 

با سر میشه سرسر سری کرد اما با دم نه

 

گه گیجه با قرص خوب میشه اما با سرم نه

 

 یه چیزایی نمیشه یه چیزایی نمیشه

 

 یه چیزایی با چیزای دیگه قر و قاطی میشه

 

مستی که ز حد بگذره  منگل میشه آدم

 

تریاک که زیادی بکشه شل میشه آدم

 

بعد از دو سه سال  نمه نمه ک...خل میشه آدم

 

مردی به عرق خوردن و قداره کشی نیست

 

تنبون چوبیفتاد به آن هیچ کشی نیست!

 

هر کس که فلک خورد کلک زد که فلک خورد

 

بیچاره فلک خورده که بدجور کتک خورد

 

عاقل دوسه سیخ جوجه و دیوانه پفک خورد

 

هرکس به طریقی شکم خویش کند پر

 

ما با پفک و شیخ بادمجون شکم پر

 

از توپخونه تا شوش پر از گربه و موشه

 

کلا پاتوق موش خفنا میدون شوشه

 

هرجوبو ببینی یه عالم خربزه توشه

 

ای گربه بیا تا برود لشگر موشان

 

ای تف تو چشه مجمع خربزه فروشان!!

 

 

 

 

 


سه شنبه 31 تیر 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

باس مث خر بخونم واسه سال دیگه. هنوزم دیر نشده. یه کنکوری بدم که از همه جای سازمان سنجش و پرورش کنکور بزنه بیرون! مگه من چمه؟ والله به خدا. یه دلم میگه بخونم واسه مهندسیت! یادش به خیر من از همون اولشم ریاضیاتم و اینام خوب بود. شونزده سالم که بود جدول ضربو عینهون برق و باد میگفتم! ننم خدا بیامرز ظله شده بود از بسکه من راه میرفتم توی خونه میگفتم  شیش شیش تا چهل و هشت تا ! اینیم که همش تجدید میشدم به خاطر این بود که معلممون خوب نبود با من. مرتیکه الاغ! حالا من یه بار چوب چپونده بودم توی اگزوز موتور گازیه لکنته اش! بچه اس دیگه گه زیاد میخوره! معلم باس عاقل باشه هی صفر نچپونه توی کارنامه شاگردش! ای یادش به خیر. چقذ دشمن داشتیم! توی صفحه شطرنج روزگار خدا منو با یه خر گذاشت اینور هرچی رخ و نیم و رخ و شاه و وزیر و فیل و اسب دایناسور و گودزیلا بود گذاشت اونور! این حرفا رو ولش کن. فردا باس برم انقلاب کتاب بخرم هی تست بزنم هی تست بزنم. انقذ تست بزنم که دهن مهنش گچی شه! مگه من چمه! راه میرم مهندسیت ازم میریزه حالا قیافه ام شبیه حمالاس عیبی نداره که. پشت سر هر حمال موفقی همیشه یه زن موفق هست... چه ربطی داشت؟..


دوشنبه 30 تیر 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

با عرض سلام و زنده نباشید خدمت شما شنوندگان و بینندگان محترم رادیو دولاب! امروز هم مثل هر شب میخوایم با ورزش صبحگاهی در خدمتتون باشیم. شما هم توی خونه با ما ورزش کنین. حتما میدونین که ورزش برای بدن خیلی مفیده و باعث میشه گیلی گیلی های قرمز خون با گیلی گیلی های سفید ترکیب بشه و آدم سکته نکنه! خوب ابتدا با حرکات کششی شروع میکنیم. شما یک عدد کش ترجیحا کش تنبون یا کش قیتونی رو روی انگشت سمباده تون میگذارین و محکم میکشین. وقتی به مرحله ارتجاع رسید یه مرتبه ولش میکنین! این حرکت باعث تقویت عضلات چهار سر بازو و لوزالمهده میشه که به مرور از شیوع بیماری ایز جلوگیری میکنه! خوب حالا شونه رو به اندازه عرض لنگ باز میکنیم و دولا میشیم! البته لازم به ذکره که عرض لنگ افراد با هم متفاوته و حتی بعضی افراد هستن که عرض لنگشون بیشتر از طول عمرشونه!! خوب حالا در همین وضعیت مچ پارو گرفته و تا ده میشمریم سپس مچ پارو ول کرده و دیگه نمیشمریم! به این حرکت اصطلاحا حرکت " مچ ول " میگن که نه تنها عضلات کشاله ران رو نیرومند میکنه بلکمم باعث خونرسانی بیشتر به مغز و در نتیجه خونرسانی کمتر به قلب میشه! حرکت بعدی که از حرکات بسیار مهمه حرکت " دراز نشست دورانی " هست. در این حرکت شما روی زمین خوابیده و خر غلط میزنین و در همین حال دراز نشست هم انجام میدین! این حرکت باعث آب شدن چربیهای اضافه و اسید اورینک خون شده و کلستلول موجود در مجاری تنفسی رو تا میزان هشتاد در صد کاهش میده!! خوب در پایان حرکات امروز و برای سرد کردن بدن یک قالب یخ رو از داخل پاچه شلوار رد میکنیم به شکلی که از یقه پیرهن بزنه بیرون و سپس حرکت " شمع گل پروانه " رو پنج بار انجام میدیم! اکنون که بدنتون سرد شده میتونین برین یه دوش آب داغ بگیرین و با طراوت و نشاط فراوان به سر کار برین. تاروزی دیگر و دروردی دیگر خدافظ!!


یکشنبه 29 تیر 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

بچه جون . عمو جون . خاله جون! کره بز! یه دقه زر زر نکن الان آقات با ننت میان دنبالت میبرنت. عجب بچه خریه ها! عمو پیش پیش! زر نزن دیگه قربون اون چشای چپ و چولت بره ننت! آقات اینا رفتن شابدول عظیم یه زیارتی بکنن یه سر و دلی سبک بکنن بعد برن توی بازار چهار تا کباب سیخ ! نه چهار تا سیخ کباب بزنن به بدن بعد توی بز رو دادن من بدبخت نیگه دارم! میخوای فیتیله جمعه تعطیله ببینی عمو جون؟ خوب نمیشه آخه واسه اینکه امروز شنبه اس ! اگه قول بدی گریه نکنی میبرمت پارک سر دولاب واسه خودت تاب سوار شی و یخمک میک بزنیا. میدونستی مخ باباتم تاب داره؟ تاب داره که تورو ول کرده رفته دیگه. بابا مخش تاب دارد! اگه سوات داشتی الان بهت دیکته میگفتم بیست بگیری حالشو ببری! بیا سوار من شو خر بازی کنیم! اول تو سوار من شو من دور اتاق میچرخونمت بعد من سوار تو میشم باشه؟؟! ای بابا باز ونگ ونگ میکنه. عمو جون ! خاله جون! یه کاری نکن بفرستم اون مهد کودکه توی اردبیلا !! فهمیدی؟ آدم باش. اگر یه بار دیگه گریه کنی میگم داعش بیاد بخورتت! ای داغش به دل ننش بمونه این داعش! اصلا یه فکری کردم کارستون!! پاشو کفشاتو بپوش ببرمت سینما . سینما دوست داری توله سگ؟ سینما خیلی خوبه آدم میخوابه بعد پا میشه تخمه میخوره بعد دوباره میخوابه.  نخیر دیگه عمو اعصاب نداره! پاشو بریم اردبیل ببینم! یالا. کره خره سگ پدر...!


چهارشنبه 25 تیر 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

هر کجا هستم باشم

 

به خودم مربوط است!

 

 

 

چیزها را باید بست

 

زیر باران باید رفت

 

چه غم ار باسنمان میچاید؟؟

 

 

 

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است

 

که از شدت احساس چپ است!!

 

 

 

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ

 

کار ما شاید اینست

 

که فقط زر نزنیم!!

 

 

 

 

پدرم دفتر شعری آورد

 

تکیه بر پشتی داد

 

بعد خوابش برد!

 

مادرم هرچه بلد بود نثارش میکرد!

 

خواهرم میرفت بالا بکپد

 

من به سروقت خلا میرفتم..

 

 

مرد بقال از من پرسید : چند من خربزه میخواهی؟

 

من به او گفتم:

 

 

طالبی جفتی چند؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


سه شنبه 24 تیر 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

شهر شهره فرنگه از همه رنگه. کوچه تنگه بله عروس قشنگه بله!! بیا و سیاحت کن. تنها با پرداخت هزار تومن برو به صد سال پیش. دو نفرین؟ بفرمایین بشینین روی دبه فقط آخرش دبه نکنینا پول منو بدین!! شهر شهره فرنگه. اینجا که میبینی سبزه میدونه. تموم لاتای قدیم تهرون بچه این محل بودن. آآآییییی خدا رحمتت کنه " رمضون یخی " خدا رحمت کنه " هفت کچلون " رو. این مرد که میبینی این گوشه وایساده با کلاه شاپو چیزشم انداخته روی دوشش! کتشو! این مرد آقا " طیبه ". مرد مردا بود. چنون جوونمرد بود که میگن هیچوقت از پشت سر چاقو نمیزد همیشه از جلوی سر میزد! این طرفو ببین. باغت آباد شه انگوری. اینجا دولابه. ببین چه قیامتیه. درست روز اعدام " اصغر قاتل ". اصغر قاتل اصغری بوده که قاتل بوده. شونزده نفرو یه نفری فرستاده اونور پیش حور و پری!! آییییی بیا و تماشا کن. میگن عزرائیل از دستش مگسی بوده چون داشته کار و کاسبیشو تخته میکرده!! حالا اینجارو تموشا کن!! رضا شاه کبیر. رضا شاه بزرگ سوار بر اسب داره از قشون نیروی زمینی بازدید میکنه! ابهت رو توی چشاش نیگا کن. فقط مواظب باش از ترس چیز نکنی خودتو!! این تصویر آخر حافظیه است. شیراز شهر گل و بلبل و قمبله! میگن هرکس بره دو سه روز هوای این شهر به کله اش بخوره شعر میگه از حافظ قشنگ تر! حالا شرابم بخوره که دیگه بیا و برو...

 

چیه؟ هیچی معلوم نیست؟ خوب واسه اینکه هنوز عسکاشو نخریدم نصب کنم!! ایشالله پول دستم برسه بعد!!! حالا چرا شاکی میشه داداش؟؟ خوب یه کم تخیل داشته باش! حتما همه چیزو باس دید؟؟


دوشنبه 23 تیر 1393

من و مولانا

   نوشته شده توسط: علی .م    

" همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد "

 

 بروم بلکه بشاشم ببرد خواب مرا !!

 

 

 

" پوشیده چون جان میروی اندر میان جان من "

 

  هرجا که میخواهی برو اما نه در تنبان من!!

 

 

 

" جان من و جان تو بستست به همدیگر "

 

  جان پدرت من را انقدر نکش دیگر !!

 

 

 

" خیره چرا گشته ای؟ خواجه مگر عاشقی"

 

 زود بگو آن طرف کیست اگر عاشقی؟؟

 

 

 

" اگر تو یار نداری چرا طلب نکنی "

 

"چرا دعا و مناجات نیم شب نکنی"

 

بلند شو برو دنبال یار شکوه نکن

 

پسر چقدر گشادی یه وقت تب نکنی؟!

 

 

 

" دلا همای وصالی بپر چرا نپری "

 

 پرنده میپرد آخر مزن خودت به خری!

 

 

 


شنبه 21 تیر 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

ضمن عرض خیلی مقدم که باشگاه پرورش بدنسازی دولاب رو انتخاب کردین باس خدمتتون عرض کنم که باشگاه ما با بیش از یک قرن سابقه نه تنها یکی از بهترین باشگاه های جهانه بلکه توی تهرانم حرف اولو میزنه! از کسانی که توی این باشگاه فعالیتشون رو شروع کردن و بعدا هرکدوم یه گهی شدن واسه خودشون میشه به " ابرام بروسلی" "حسن آرنولد "  " سیروس فرانکی " و همینطور جهان پهلوان " رمبو " اشاره کرد. خوب من به عنوان مربی با توجه به فیزیک بدن شما که خیلی چیز گندیه یه برنامه میدم! شما خودتو توی آیینه ببین. دستات تا دم مچ پاته!! گردنتم که چسبیده به نافت!! پاهاتم که یکیش اینوره یکیش اونوره! دیدی؟ بنابر این کار ما خیلی سخته. چون اگه بخوایم واقعا به یه هیکل متناسبی برسونیمت باس بدیم از اول خلقتت کنن!! الان من واسه شما که چش مایی یه برنامه نوشتم که هم توش علم تغذیه رعایت شده هم آموزش و پرورش اندام!! اینو شما دو سه ماه رعایت کنی تازه میشه یه کارایی واست کرد. بیا اخوی برنامتو بگیر از فردا توی باشگاه حضور به هم برسون! سلامم به همه برسون!!!


شنبه: صبحانه- املت با نیمرو! - جلو بازو دویست تا - ناهار - ابدوغ خیار - عقب بازو دویست تا - شام باقالی پلو با ابگوشت دو بشقاب

یکشنبه: صبحانه- کره عسل طالبی! - جلو بازو بیست تا - ناهار- پاستا با سس پارتیزان!!- بشین پاشو به میزان لازم - شام کله پاچه با ماهیچه یک وعده

دوشنبه: صبحانه - خیار شور با پنیر !! دراز نشست صد عدد درشت! - ناهار- دل و جیگر با هایدا دو عدد - اسکات گردن صد تا!! - شام- مرصع پلو با سالاد سه زارت

از وقتی مربی شدم کل محل همه یه کتی راه میرن!!


تعداد کل صفحات: 13 1 2 3 4 5 6 7 ...