شنبه 5 اردیبهشت 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود      ای تف تو این بیایان وین راه بینهایت !

هر دفعه من فال حافظ میگیرم همین شعر میاد! حافظ هم دندونای مارو شمرده خدا وکیلی. ایندفعه باهاش اتمام حجت کردم! تهدیدش کردم که از این به بعد یا فال سعدی میگیرم یا اصلا به جای اینکه فال بیگیرم حالتو میگیرم! اسکل پیدا کرده! همین میشه که مردم دسته دسته میرن به سمت رمل و اسطرلاب و اینا دیگه. هر موقع هم که میام استخاره بیگیرم یا اون آیه میاد که زلیخا میپره به یوسف یا اون یکی که یونس میره تو دهن نهنگ ! یعنی آدم یه وقتایی حیرون میمونه که چی کار باس بکنه. اصلا از این به بعد هرکی تک بیاره میکنم! والله! سنگ کاغذ قیچی هم بد نیست. فال قهوه؟ اونم یه بار گرفتم. من نیتم این بود که حال ننه خدا بیامرزم خوب میشه یا نه اونوقت طرف به من گفت یه زن لاغر افتاده توی فالت که موهاش رنگ هویجه!! بد خواهته! خوب ما کلا توی دولاب یه زن داشتیم که موهاش رنگ هویج بود اون هم ننه ما بود!! اینکه میگن این چیزا خرافاته حق میگن به این برکت...


سه شنبه 1 اردیبهشت 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

من میگم آدم باس همیشه توی زندگی راه مستقیم رو بره حتی اگه با سر بره توی دیوار! گوشت با منه؟ آره داداش. شاعر خدابیامرز میگه " ز سستی کجی میزاد راستی؟ " این یعنی چی؟ یعنی راه کج به منزل نمیرسه! حالا حکایت توئه. الان باس راست باشی! اما چی؟ کجی. خوب ازت سستی میزاد دیگه. اون اوایلش که خلافت سبک ما پیش خودمون گفتیم عیب نداره خودش چیزش میخوره به سنگ ! سرش ! گفتیم سر به راه میشی. اما چی؟ گل به سر عروس هم نشدی! یادته از مش مهدی بقال دوتا اسمارتینگز کش رفته بودی؟ خوب دیگه. تخم مرغ دزد شتر مرغ میشه!! آخه مرد حسابی کدوم آدم عاقلی از عابر بانک سرقت مسلحانه میکنه؟! اصلا میدونی جرمش چیه؟ حد اقل حبس ابد روی شاخشه! تفنگ که داشتی. تفنگتم فشنگ هم که داشته. این یعنی فاتحه! حالا تازه اگه شانس بیاری عابر بانکه رضایت بده وگرنه با صندلی برقی دارت میزنن!! بیا ننت واست یخده غذای خونگی فرستاده. همش میگفت پسرم به فست فود های زندون عادت نداره! چی؟ این گوشیه رو بردارم؟ تا الان صدای منو نمیشنیدی؟ خوب زودتر میگفتی آشغال! مرتیکه دی..ث عوضی ! چی؟ صدا اومد؟ خوب. خوب. میگم این چه کاری بود کردی؟ سرقت مسلحانه اونم با اسلحه؟؟؟ عیب نداره یخده کشک بادمجون بده بخوریم. گور پدر خودت بابا...


دوشنبه 31 فروردین 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

خیلی قدم رنجه کردید به سر ما که تشریف آوردین ! بفرمایین. زنونه بالاس مردونه پایین. توالتها هم به همین شکله! باز زنونه بالاس مردونه پایین!! به به چه دسته گلی. دست شما درد نکنه حاج خانوم شما خودتون گلین. مهمانهای عزیز توجه فرمایید مراسم پا تختی نداریم هرکس هر کادویی میخواد بده امشب بده!! کرم مرتضی علی دستتون رو بکنین توی جیبتون! بله کارتخونم هم هست! میارن میچرخونن توی مجلس واسه کسایی که میخوان کارت بکشن! به به به افتخار پدر دوماد یه چیز مرتب بزنین! لی لی هم بکنین! مهمانان محترم توجه فرمایید هنگام خوردن شام خدا پیغمبرم در نظر بیگیرین! کاه از خودتون نیست کاه دون که از خودتونه! اگه خدای نکرده بخوای مثل خر بخورین همکارن من در بخش سیکوریتی با شما برخورد میکننگ! بله حاج خانوم آسانسور هم داریم فقط هی دکمه هاشو بی خودکی فشار ندیا! اگه خدای نکرده آسانسور خراب بشه پولشو از ما میگیرن! جانم؟ بله حتما. پسر جون اون کارتخونو وردار بیار آقا میخواد کارت بکشه! چقدر میکشی داداش؟ دویست تومن؟ گه خوردی !!! پونصدش کن که شامی که امشب میخوری حلالت باشه و گرنه ما که راض نیستیم!! بشتابید بشتابید . الان مراسم شروع میشه وا ! جانم؟ شما کارتتو نیاوردی؟ عیب نداره میگم بچه ها شماره کارت بدن رفتی بیرون کارت به کارت کن! فقط داداش یه گرویی چیزی پیش ما بذار که خیالمون راحت باشه....

 

همیشه هرکی عروسی داره منو به عنوان خوشامد گو دعوت میکنه...


یکشنبه 30 فروردین 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

... من اصلا نمیخواستم توی این کنفرانس خبری شرکت کنمو به زور منو شرکت کردن! من نمیدونم این کمیته داوران چه پدر کشتگی با تیم ما داره. این داور بود خدا وکیلی؟ این بابا رو من میشناسم. پارکبانه! اونوقت گذاشتنش داور. بازیکن مارو توی محوطه جریمه زدن دهن مهنشو گچی کردن اونوقت به جای اینکه واسه ما پنالتی بیگیره واسه اونا کرنر گرفته! باس شاشید توی این داوری! اون کمک داوره هم که به جای پرچم لنگ گرفته دستش! هی اینور اونورش میکنه. به جون همتون تا دقیقه هشتاد بازی من فکر میکردم یارو داره لزگی میرقصه! نگو داشته آفساید میگرفته!! خوب شما که یه پرچم ندارین بدین دست کمک داورتون گ.. میخورین مسابقه برگزار میکنین. شما صحنه گل بیست و سوم اونارو نیگا کنین یه بار دیگه! توپ اصلا از خط دروازه رد نشده بود. من همینجا خدمت همه شما اعلام میکنم اینا با تیم دولاب مشکل دارن. من گفتم همین امروز بچه ها یه نامه پست کنن به فیفا توش فحش رو بکشن به هرچی فوتباله! شت توی این فوتبال! حالا همه اینا یه طرف چمن ورزشگاه یه طرف. من یکی از بازیکنهای تیمم باغبونه! به من گفت آقا اینا که اینجا کاشتن چمن نیست اصلا اسفناجه! دو سه تا بادمجون و هندونه هم من خودم پیدا کردم توی زمین! واسه دو زار در آمد بیشتر از فردا برنج هم میکارن توی محوطه جریمه! من همینجا اعلام میکنم نتیجه بازی باس سه هیچ به نفع تیم ما بشه وگرنه من همون بادمجونو میکنم توی ک..ن این فوتبال...


سه شنبه 25 فروردین 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

صاب مرده کیه؟ شمایی؟ پسرشی یا دخترشی؟! آخ آخ خدا رحمت کنه آقاتو. از قیافه اش معلومه چقذه نورانی بوده! عینهون اینکه فلاش دوربین کرده باشن تو ماتحتش داره میدرخشه! اصلا تو نمیری میت های دیگه رو تخت الشعار قرار داده! ایشالله غم اول و آخرتون باشه. توی شادیاتون جبران کنم به حق سید الکریم. جان؟ بله دیگه الان میخوام بشورمش. چی شد مرد؟ ای بابا اینم توی توالت سکته کرد؟ عجیبه ها. این پنجمین میت مستراحیه امروزه! آقا من به این نتیجه رسیدم که عامل اول مرگ و میر توی ایران تصادف مصادف نیست بلکمم مستراحه! خوب شما تشریف داشته باشین اونور شیشه. من الان خودم همچین آقای خدابیا مرزتون رو میسابم که مشتری بشین! خوب رفت. قیافه اش به این آدم با کلاسای سامسوننت دار میخوره. باس یه جوری آقاشو بشورم که یه عیدی درست و حسابی بهم بده! ببین داداش. صدای من میاد؟ میگم ما اینجا معمولا یخده سدر و کافورو با هم قاطی میکنیم بعد میکنیم توی سوراخای میت پنبه میچپونیم توش! اما من واسه میت شستن میت شما از شامپو گردوی پرژک استفاده میکنم که موهاش براق و شفاف بشه! اینجوری روز محشر تیپش محشر میشه ملائکه روی هوا میبرنش! نه بابا خواهش میکنم انجام وظیفه اس. خوب اینم از این! به به میت نگو عسل بگو! ماشالله. چقدر چهره اش ملکوتیه واقعا! آدم ملکوتش میاد اصلا! ببین داداش الان یه کیسه مشتی هم میکشم واسش که جیگرش حال بیاد. چند سالش بود؟ اخی هشتاد که چیزی نیست. من اینجا میت داشتم یه سال از خود خدا کوچیک تر بوده! آقای شما جوونزمرگ شده. خوب اینم از کیسه. یخده شامپو " من " هم بهش زدم که کلا استریلت بشه. دست آخر هم یه واکس و پلیش! نه نگران نباش بدون رنگ در میارم واست! خوب اینم از این. فقط مونده فکشو پلمپ کنم ! داداش ببخشید امروز شلوغ بود وسائلمون تموم شده! من فعلا با کش قیطونی میبندم که کارت راه بیفته! خواهش میکنم وظیفمه داداش.


دوشنبه 24 فروردین 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

به مناسبت روز مادر چند روز پیش ها رفتم سر خاک پدرم. قربون شما. هرچی خاک اون مرحومه عمره شما باشه. سلط آب برده بودم با تی و اسکاج و شامپو من ! همچین قبر اون خدا بیامرزو شستم که نگو! تازه آخر سر یه سنگ پا هم کشیدم واسش که بیا و ببین! پولم دیگه به گلاب و این چیزا نمیرسید. یارو گلابیه بی همه چیز واسه یه شیشه گلاب پول کل کاشون رو از من میخواست بیگیره. خلاصه چنان برقش انداختم که نگو. خدا رحمتش کنه. مرد شریفی بود. یه دو ساعتی نشستم پا قبرش قران خوندم. انقذه با سوز و گداز خوندم که گناههای اون مرحوم که هیچ گناهای خودمم مالیده شد فکر کنم!! بعد که حسابی با آقام درد و دل کردم رفتم قطغه هنرمندان. اوه نمیدونم چه خبر بود. من تا حالا نمیدونستم هنرمندا هم میمیرن همیشه فکر میکردم سکتع میکنن فقط. آخ آخ من جای خدا بودم با اینهمه هنرمند که اون دنیان یه فیلم مشتی میساختم! میفروشه ها! اما خوب واسه خدا اقتصاد خیلی مهم نیست! دو سه تا سوره هم واسه آقا خسرو شکیبایی خوندم که وسطش یه هوخوابم برد. توی خواب دیدم که آقام با خسرو شکیبایی دارن شونه به شونه هم میرن. توی یه دشت سبز. دشت بزرگ. داد زدم آهای آقاجون... برگشت نگاهم کرد و گفت: زهر مار و آقاجون!! خیلی ازت خوشم میاد هی هم عینهون بز میای سر قبر من؟ بعد خسرو شکیبایی خندید. فکر کنم چون گلاب نخریده بودم آقام شاکی بود...


یکشنبه 23 فروردین 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

خدا عزت بده به هرچی شاطره. تنورت گرم مشتی. من یه دونه میخواستم اما اومدم توی صف چند تایی ها که هرکی مارو دید خیال کنه چند نفریم! به اوس مهدی هم که اینجاست. چطوری بابا؟ هنوزم که مدادت پشت گوشته! الان همدوره ای های تو تبلت میذارن پشت گوششون! درزت درد نکنه منم خوبم. یه نفسی میاد و میره. اون نفس بود میومد و میرفت یا آّب باریکه بود؟ جونم آق شاطر؟ بله مال من سه رو خشخاشی باشه! ما که وسعتمون نمیرسه ناهار و شام بخوریم لا اقلکم صبحونه رو یخده بیشتر ببندیم به خیکمون. البته الان مد هم هستا. هرکی پول نداره غذا بخوره میگه رژیمم! به جون تو میگم. ما یه حسن داریم توی محلمون کلا با لباس بیست کیلو هم نیست یعنی مورچه از کو...ش بلغور میبره بعد هر وقت میبینیش میگه رژیمم. اوسا نون مارو یه اینور انورش بکن قربون دستت. بذار همچی از تو بسوزه! پنیر تبریزم خریدم. نیگا. مال کاشونه! خداییش میدونستی بهترین پنیرهای تبریز مال کاشونه؟ نمیدونستی دیگه. کلا باس زیاد پنیر خورد. اونایی که میگن پنیر آدمیزاد رو خنگ میکنه  دستشون به گربه نمیرسه میگن بو میده ! به به درزت درد نکنه آق شاطر. خدا پدر و مادرت رو جدا از هم نیگه داره! خدا از مریصی کمت نکنه! ایشالله عاقبت به خر شی! دست به آرد میزنی سنگک بشه! ما که رفتیم صبحونه.

این از ما...


شنبه 22 فروردین 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

تاریخ بلغمی - جلد 112 - صفحه 65 - نوشته ابو محمد اسحاق ابن شمبلیله دولابی

 

... و چون سپاه اسکندر به ولایت دولاب رسید سلطان قابوس ابن پشت گیر فرمود مر لشگریان را که به سمت دروازه های دولاب رفته و نگذارند که رومیان به سمت شهر نزدیک گردند. پس امرای ارتش و سواره نظام و پیاده نظام مسلح به تیر و کمان و شمشیر و کاتیوشان چونان مور و ملخ اجابت نمودند مر دستور سلطان را. اسکندر چو از دور چنین منظره دید در دلش هراس افتاد که چه کند با این خیل عظیم دلاور و جنگاور. پس امرای سپاه خود را امر فرمود که عینهون جغد حواسشان به چهار جهت بلکمم شش جهت باشد که مبادا به جای اینکه اسکندریان دولاب را فتح نمایند دولاب اسکندریان را فتح نماید! و شش روز ( در بعضی کتب به دو سال اشاره شده است!) اسکندر و سلطان قابوس ابن پشت گیر از دور سپاه یکدیگر را نظاره نموده و جوانب امر را بررسی میکردند تا اینکه هردو به کسالت افتادند و حوصله شان هم سر برفت و هم دربرفت و چنین بود که اسکندر گفت مر سپاهیان را که جمع نموده تا برویم که اینان بی شک از اسکلانند و من وقت اضافه ندارم که اینجا هدر بنمایم و تمام سرزمینهای دور عینهون بز منتظر قدوم منند که فتح کنمشان. پس جمع کردند و رفتند و دولاب هرگز به دست اسکندر فتح نشد و چون چنین گشت مردم دولاب سه سال و سه شب جشن و پایکوبی نمودند و خوردند و نوشیدند و از بس خوردند مردند! و چنین است که در اکثر ضربالمثل های دولابی به نام اسکندر اشاره شده است.

انقدر بشین که زیر پات اسکندر سبز بشه!

اسکندر رو توی دولاب راه نمیدادن رفت تخت جمشید رو سوزوند!

دیگی که واسه من نمیجوشه میخوام کله اسکندر توش بجوشه!

خبر خبر چوب رفته تو  ک..ن اسکندر!

اسکندر دستش به دولاب نمیرسید میگفت زمین کجه!

و ....


چهارشنبه 19 فروردین 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

فرهنگسرای دولاب به مناسبت فرا رسیدن روز زن و روز مادر و جهت قدردانی از مقام شامخ آنان اقدام به برگزاری مسابقه " زن چراغ خونه اس " نموده است. لطفا پاسخهای خودرا هرچه سریعتر به ما ارسال نمایید تا شاید شما یکی از برندگان ما باشید.

جوایز

نفر اول: سفر رفت و برگشت به قم به همراه یک جعبه سوهان.

نفر دوم: سفر رفت ( بدون برگشت ) به قم به همراه یک جعبه سوهان.

نفر سوم: یک جعبه سوهان

نفر چهارم: یک جعبه خالی!

 

سوالات

1- بهشت زیر ........

الف- پدران است.

ب- زیر نیست بلکمم رو است.

ج- مادران است

د- زیر پای مادران است.

 

2- زن در حجاب همچون....

الف- مرد در حجاب است.

ب- صدفی درون گهر است.

ج- مردی درون صدف است.

د- گوهری درون صدف است.

 

3- نام مادر حضرت خضر چه بود؟

الف- بیتا

ب- شهین

ج- ننه خضر

د- گزینه الف و ب صحیح است.

 

4- هرکس به مادر خود نیکی کند....

الف- انگار به پدر خود نیکی کرده است.

ب- گویی به ننه خود نیکی کرده است.

ج- ملائکه به اون بوس میکنن.

د- خیلی بچه خوبی است.

 

5- کدامیک از سیاست مداران بزرگ زن در قرن اخیر بودند؟

الف- مارگارت تاچر

ب- مارگارت تیچیر

ج- مارگارین

د- لیدی گاگول

 

6- از دامن زن به کجا میرود؟

 

الف- نمیدونی تا کجا میره

ب- جای بدی نمیره

ج- به معراج میره

د- میره واسه خودش

 

7- شاعر بزرگ زن معاصر ایران چه نام دارد؟

الف- سهراب سپهری

ب- رقیه حاج غلامی

ج- پروین اعتصامی

د- کامران و هومن

 

8- نام همسر فرعون که یقه یوسف را جر داد چه بود؟

الف- عبیدالله ابن زیاد

ب- زلیخا

ج- کامران و هومن

د- یوزارسیف

 

9- چند درصد جمعیت کره زمین را زنان تشکیل میدهند؟

الف- صد در صد

ب- ده درصد

ج- خیلی

د- والله چی بگم خدا میدونه

 

10- مادر بی تو تنها و غریبم....

الف- اتاق خالی ام بی تو چه سرده

ب- اتاق خالی ام بی تو چه گرمه

ج- اتاق گرمم بی تو چه خالیه

د- اتاق پرم بی تو چه سرده


سه شنبه 18 فروردین 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

زنبیلتو وردار بیار اینور بازار. به مناسبت روز مادر حراجش کردم. هرکی ننشو دوست داره برسونه خودشو به این حراجی. گردنبند طرح خرم سلطان فقط چهارهزارتومن! مگه ننه شما چیش از خرم سلطان کمتره؟! گن های لاغری دارم با الیاف طبیعی. با خرید هر یک از این گنها ننه خود را به باربی تبدیل کنید!! جونم پدر جون؟ تو باز اومدی؟ نه قربون اون کله کچلت برم اینا به درد مردها نمیخوره! اگه ببندین فشرده میشی به یه جات فشار میاد! آره نوکرتم. گنهای لاغری فقط  پنج هزار تومن. خدا بده برکت. بفرمایین خدمت شما. ایشالله ننتون به شادی استفاده کنه!! بیا اینور بازار. ماساژور ببر واسه ننت! در رنگهای مختلف. با خرید یک عدد ماساژور برقی ننه خود را خوشحال کنید! جانم پدر جان؟ ول نمیکنی نه؟ آخه نوکرتم تو امروز فردا رفتنی هستی بیخودی ماساژور واسه چی میخوای بخری؟ فردا میفتی میمیری اونوقت وراٍث سر همین ماساژور میفتن به جون هم! برو پدر جان بذار ما هم کاسبیمون روبکنیم. بدو که تموم شد. روز مادر یادت نره! بهشت مال مادران است! حدیث داریم هرکس به ننه خود احترام بگذارد انگار به مادر خود احترام گذاشته! کفش های پاشنه بلند از بیست سانت تا چهل سانت فقط شونزده هزار تومن! آیا آرزو ندارید ننه خود را بلند تر از آنچه هست ببینید؟! با خرید یک جفت کفش پاشنه بلند ننه خود را به صنوبر تبدیل نمایید!! جونم پدر جان؟ ببین دیگه داری میری رو مخم ها! چی واسه زنت میخوای؟ خوب اینو زودتر میگفتی. بیا این زرشکی رو ببر شب جمعه واست بپوشه حالشو ببری!! باشه تخفیف هم بهت میدم. سایز پاش چنده؟ بیا قربون چشای باباغوریت برم! اینم 38 . ببین منو . فقط بهش بگو وقتی میپوشه سعی کنه راه نره! خدای نکرده میخوره زمین لگن مگنش میشکنه اونوقت تا آخر سال باس سینه خیز بره و بیاد. مبارک باشه. خدا بهت برکت بده.... بدو جا نمونی. زرشکیاشو بردن....


یکشنبه 16 فروردین 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

یکی بود یکی نبود که وقتی کدوی قلقله زن واسه خودش سرپایینی میره بدونه تا کجا میره! ما اصلا همه چیزمون عینهون قصه هامون باسمه ایه. خوب معلومه بچه با این دری وری ها خوابش که نمیبره هیچ تازه بیدارشم میاد! قصه باید یه جوری باشه که دهن مهنه بچه رو گلدوزی کنه! من خوذم اگه بچه داشتم هرشب براش " قصه های عامه پسند " تارانتینول رو تعریف میکردم که کرک و پرش بیریزه! بفهمه دنیا دست کیه؟ یا دراکولان. الان دیگه دوره و زمونه ای نیست که بچه عینهون بز بیشینه پای حرف ما واسش منگول و حبه انگور تعریف کنیم که! بچه های این دور و زمونه خودشون یه پا گرگن که اگه رو بهشون بدی شنگول که هیچی چهارتا کره بز دیگه رو هم با نوتلا میخورن! دلم قصه خواست. بیشینم واسه خودم یه قصه تعریف کنم بلکمم خوابم ببره. چی تعریف کنم؟ " باغ زرد آلو " چطوره؟ من انقذه چخوف رو دوست دارم که ننشم اینقدر دوسش نداشت! یکی بود یکی نبود. زیر گنبود کبود... کبود بود؟ کبود نبود! نه کبود نبود. البته کبود بودا ولی نه خیلی! گفتم کبود یاد پای چشم ممد خان افتادم! یعنی راست میگفت با چشم خورده زمین یا زنش پای چشمش سیفی کاری کرده؟...


سه شنبه 26 اسفند 1393

من و حافظ1

   نوشته شده توسط: علی .م    

" سحر با باد میگفتم حدیث آرزو مندی "

ندا آمد : برو گمشو که به یک گوز پیوندی!!

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

" از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر "

بی پدر مثل بنان مرغ سحر میخواند!

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

فریاد زتنهایی بیداد ز تنهایی

این پادشه خوبان میداد زتنهایی!!

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

" روز و شب خوابم نمی آید به چشم غم پرست "

قرصهای خواب هم  در پاچه ما میکنند!

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

" دلق گدای عشق را گنج بود در آستین "

هست در آستین من چوب دو سر گهی فقط!!

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

" دردم نهفته به ز طبیبان مدعی "

ورنه هزار آنژیو در من فرو کنند!

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

" در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز "

هرکسی گفت شدم صد در صد زر زده است!

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

" مدعی خواست که آید به تماشاگه راز "

تا که آمد برود یکدفعه مهمان آمد!!

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

" من زمسجد به خرابات نه خود افتادم "

یک نفر بی ننه بابا یه هویی پرتم کرد!

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

صد نفر عفت اگر جمع کنی فایده نیست

" نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود!!"

 

 

 


دوشنبه 25 اسفند 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

برس به این حراجی. جانمونی اخوی. شب عیده آتیش زدم به چیزم!! به مالم! انواع زیر شلواری مردانه با طرحهای بهاری دارم! شو..رت مردونه با طرح سنبل فقط سه هزار و سیصد و شصت تومن! بدو که همین چهل تا بیشتر نمونده! انواع زمین شور . هوا شور . بخار شور. مرده شور! خیار شور دارم!! خونه رو بتکون خودتو نتکون! جونم حاجی جون؟ عرق گیر جلو بسته؟ داشتم حاجی تموم شد! ایشالله میارم. توی نیو کلشکنم هست! خانومای محترم. خانومای با سلیقه. انواع هفت سین در یک پکنج استثنایی با دو تا سین اضافه یدکی فقط هشت هزار تومن! ماهی قرمز دارم در رنگهای آبی . بنفش و سبز جفتی دو هزار تومن! بفرمایید ننه جون؟ خط لب؟ شما دیگه لبی واست نمونده مادر جون که بخوای خط بکشی دورش قربونت برم! شما خط رو بیخیال شو . ویرگول بزنی بهتره!! بالون آرزوها دارم. بیا که بردن. بهترین گزینه واسه اینکه آرزوهاتونو هوا کنین!! دوتاش پنج هزار تومن سه تاش چهار هزار تومن. ننه جون من کی گفتم هوا کنی نوکرتم؟! میگم از این بالونا بخرین ببرین هوا کنین. البته شما بده نوه ات واسه ات هوا کنه! به به سلطو بیبین! سلط با آبگیر آوردم اصل اوریژینالت! آبو که هیچی برقم میگیره! نسل جدید سلطهای آبگیر با شیش سال گارانتی فقط چهار هزارتومن. بدون گارانتی نکنن توی پاچه ات! قسمت یک تا چهار هزارم سریال حلیم سلطان در یک دی وی دی! به قیمت ترکیه! بهترین سرگرمی برای ایام عید. چهار هزار قسمت خرم سلطان ببر فقط دو هزار تومن! خدا قسمتتون کنه! جانم ؟ نه ما سریال آمریکایی نمیاریم1 ما مرگ بر آمریکاییم ! جوراب شلواری توری بدم دو هزار تومن. تور دبی و آنکارا و آنتالیانم داریم هرکی خواست بدم خدمتش؟ جونم ننه جون؟ جزایر قناری؟؟ نه نداریم . قناری بخوای داریم جزیره شو نداریم! میخوای بخر خودت ببر یه جزیره ای جایی؟ بله؟ میخوای آفتاب بیگیری؟؟ ننه شما مثل اینکه یه چیزیت میشه وا! شما الان توی سند و سالی هستی که باس آفتابه بیگیری دستت دم در خلا وایسی یه وقت ازت نره...!!! والله


یکشنبه 24 اسفند 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

خدا خیرش بده ممد آکاردئونی رو که این بلیط کنسرو رو واسه ما جور کرد! چه سالن خوفیه. خیلی چراغ داره وا. ببین پول برقش چقدر میاد آخر برج. اوه اوه جمعیتو. من میدیدم یه موقعهایی تهرون خلوت میشه وا نگو همه میان کنسرو و کسی به ما نمیگه! داداش ببخشید خوانندش کیه؟! گروه چهار دار؟ چاقال دار ؟! نه سر و صدا زیاده نمیشنوم ببخشید. چهار بار؟؟ آها بله بله چهار تار! دست شما درد نکنه.چهار تار دیگه کیه؟ اسمشو نشنفتم تا حالا. بابا حالا که اینهمه جمعیت اومده لااقلکم زنگ میزدن آقامون عباس قادری میومد یه حالی میکردیم دور هم! پسر چه جاهایی پیدا میشه توی تهرون و ما بیخبریم! از بس سرمون تو چیزخودمونه فکر میکنیم دنیا فقط همون کوچه پس کوچه های دولابه.  چه " سند " ی داره!! آخ من عاشق این ویالون بزرگام که نمیشه زدشون! یعنی میشه وا اما اونکه میزنه دهن مهنش گچی مچی میشه! خوب یکی نیست بهش بگه اسکل تو از همین کوچیکاش بزن! مگه مجبوری اون علم یزید رو بیگیری دستت نینای نانای بزنی باهاش! آی. چیزمو لگد کردی بچه! پامو ! تو ننه بابا نداری مگه کره خر؟ گمشو برو تا نزدم با زانو توی چونت!! بچه رو ور میدارن میارن کنسرو. بچه این چیزارو چه میفهمه؟ یه چشم بندازم ببینم آدم معروف توی جمع هست برم باهاش یه عکس سلفیک بیگیرم یا نه!! ای بابا اون که اون جلو نشسته محسن بیگانه خودمونه که! حیف بد مسیره نمیشه رفت تا اونجا! کاشکی اصغر چاووشی میومد !! اوه سالون تاریک شد. غلط نکنم الان کنسرو شروع میشه! اومدن. به سلامتیشون یه صلوات جلیل برفست!! داداش ببخشید من مزاحم میشم. این چهاربار کدوم یکی از اون چهارنفره؟؟!!


شنبه 23 اسفند 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

هر یه تومنت صد تومن میشه اگه این بری توی نخ این پروژکت! من سی ساله دارم تحقیق میکنم روش. هم روش هم زیرش! عملیه. معتاد نه بابا! میگم شدنیه! بیبین شما میری چی؟ ماشین آلات کشاورزی وارد میکنی از استرالیان! تا اینجاش درست؟ بعد که میاد میبینی زرشک. توی این کشور کشاورزی مشاورزی تعطیله عینهون جمعه ها. بعد مجبور میشی ماشین الات کشاورزی رو اوراق کنی باهاش ماشین آلات دامداری تولید کنی! خیلی کار سختی نیست! کمباینشو بر میداری به جاش لودر نصب میکنی! تا اینجاش درست؟ خوب. حالا وقتی اینکارو کردی تازه دوزاریت میفته که وقتی گاو نداری دامداری به چه دردت میخوره؟! اونوقته که باس بری گاو وارد کنی! از کجا؟ از هرجا. توی این دنیا چیزی که زیاده گاوه!فقط یادت باشه از هند نیاری که شر میشه! گاوای هند یه جوری با آدم برخورد میکنن که انگار اونا آدمم ما گاویم! از بس رو دادن بهشون! حالا گاو رو که وارد کردی تازه ماشین آلات به دردت میخوره. اصلا گاو وقتی تجهیزات تورو ببینه خود به خود تولیدش میره بالا! روزی یه کانتینل شیر میده! تا اینجاش افتاد؟ نیفتاد؟ عیب نداره از اول واست پیرزنتیشن میکنم! من کارم اینه. ملاقه های منو توی مجله دنیای اقتصاد خوندی؟ نخوندی؟ حتما بخون! به نظر من اقتصاد مادر پیشرفته! پدر پیشرفتم معلوم نیست! عینهون حضرت موسی...!


تعداد کل صفحات: 21 1 2 3 4 5 6 7 ...