تبلیغات
سرگیجه
سه شنبه 26 اسفند 1393

من و حافظ1

   نوشته شده توسط: علی .م    

" سحر با باد میگفتم حدیث آرزو مندی "

ندا آمد : برو گمشو که به یک گوز پیوندی!!

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

" از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر "

بی پدر مثل بنان مرغ سحر میخواند!

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

فریاد زتنهایی بیداد ز تنهایی

این پادشه خوبان میداد زتنهایی!!

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

" روز و شب خوابم نمی آید به چشم غم پرست "

قرصهای خواب هم  در پاچه ما میکنند!

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

" دلق گدای عشق را گنج بود در آستین "

هست در آستین من چوب دو سر گهی فقط!!

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

" دردم نهفته به ز طبیبان مدعی "

ورنه هزار آنژیو در من فرو کنند!

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

" در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز "

هرکسی گفت شدم صد در صد زر زده است!

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

" مدعی خواست که آید به تماشاگه راز "

تا که آمد برود یکدفعه مهمان آمد!!

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

" من زمسجد به خرابات نه خود افتادم "

یک نفر بی ننه بابا یه هویی پرتم کرد!

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

صد نفر عفت اگر جمع کنی فایده نیست

" نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود!!"

 

 

 


دوشنبه 25 اسفند 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

برس به این حراجی. جانمونی اخوی. شب عیده آتیش زدم به چیزم!! به مالم! انواع زیر شلواری مردانه با طرحهای بهاری دارم! شو..رت مردونه با طرح سنبل فقط سه هزار و سیصد و شصت تومن! بدو که همین چهل تا بیشتر نمونده! انواع زمین شور . هوا شور . بخار شور. مرده شور! خیار شور دارم!! خونه رو بتکون خودتو نتکون! جونم حاجی جون؟ عرق گیر جلو بسته؟ داشتم حاجی تموم شد! ایشالله میارم. توی نیو کلشکنم هست! خانومای محترم. خانومای با سلیقه. انواع هفت سین در یک پکنج استثنایی با دو تا سین اضافه یدکی فقط هشت هزار تومن! ماهی قرمز دارم در رنگهای آبی . بنفش و سبز جفتی دو هزار تومن! بفرمایید ننه جون؟ خط لب؟ شما دیگه لبی واست نمونده مادر جون که بخوای خط بکشی دورش قربونت برم! شما خط رو بیخیال شو . ویرگول بزنی بهتره!! بالون آرزوها دارم. بیا که بردن. بهترین گزینه واسه اینکه آرزوهاتونو هوا کنین!! دوتاش پنج هزار تومن سه تاش چهار هزار تومن. ننه جون من کی گفتم هوا کنی نوکرتم؟! میگم از این بالونا بخرین ببرین هوا کنین. البته شما بده نوه ات واسه ات هوا کنه! به به سلطو بیبین! سلط با آبگیر آوردم اصل اوریژینالت! آبو که هیچی برقم میگیره! نسل جدید سلطهای آبگیر با شیش سال گارانتی فقط چهار هزارتومن. بدون گارانتی نکنن توی پاچه ات! قسمت یک تا چهار هزارم سریال حلیم سلطان در یک دی وی دی! به قیمت ترکیه! بهترین سرگرمی برای ایام عید. چهار هزار قسمت خرم سلطان ببر فقط دو هزار تومن! خدا قسمتتون کنه! جانم ؟ نه ما سریال آمریکایی نمیاریم1 ما مرگ بر آمریکاییم ! جوراب شلواری توری بدم دو هزار تومن. تور دبی و آنکارا و آنتالیانم داریم هرکی خواست بدم خدمتش؟ جونم ننه جون؟ جزایر قناری؟؟ نه نداریم . قناری بخوای داریم جزیره شو نداریم! میخوای بخر خودت ببر یه جزیره ای جایی؟ بله؟ میخوای آفتاب بیگیری؟؟ ننه شما مثل اینکه یه چیزیت میشه وا! شما الان توی سند و سالی هستی که باس آفتابه بیگیری دستت دم در خلا وایسی یه وقت ازت نره...!!! والله


یکشنبه 24 اسفند 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

خدا خیرش بده ممد آکاردئونی رو که این بلیط کنسرو رو واسه ما جور کرد! چه سالن خوفیه. خیلی چراغ داره وا. ببین پول برقش چقدر میاد آخر برج. اوه اوه جمعیتو. من میدیدم یه موقعهایی تهرون خلوت میشه وا نگو همه میان کنسرو و کسی به ما نمیگه! داداش ببخشید خوانندش کیه؟! گروه چهار دار؟ چاقال دار ؟! نه سر و صدا زیاده نمیشنوم ببخشید. چهار بار؟؟ آها بله بله چهار تار! دست شما درد نکنه.چهار تار دیگه کیه؟ اسمشو نشنفتم تا حالا. بابا حالا که اینهمه جمعیت اومده لااقلکم زنگ میزدن آقامون عباس قادری میومد یه حالی میکردیم دور هم! پسر چه جاهایی پیدا میشه توی تهرون و ما بیخبریم! از بس سرمون تو چیزخودمونه فکر میکنیم دنیا فقط همون کوچه پس کوچه های دولابه.  چه " سند " ی داره!! آخ من عاشق این ویالون بزرگام که نمیشه زدشون! یعنی میشه وا اما اونکه میزنه دهن مهنش گچی مچی میشه! خوب یکی نیست بهش بگه اسکل تو از همین کوچیکاش بزن! مگه مجبوری اون علم یزید رو بیگیری دستت نینای نانای بزنی باهاش! آی. چیزمو لگد کردی بچه! پامو ! تو ننه بابا نداری مگه کره خر؟ گمشو برو تا نزدم با زانو توی چونت!! بچه رو ور میدارن میارن کنسرو. بچه این چیزارو چه میفهمه؟ یه چشم بندازم ببینم آدم معروف توی جمع هست برم باهاش یه عکس سلفیک بیگیرم یا نه!! ای بابا اون که اون جلو نشسته محسن بیگانه خودمونه که! حیف بد مسیره نمیشه رفت تا اونجا! کاشکی اصغر چاووشی میومد !! اوه سالون تاریک شد. غلط نکنم الان کنسرو شروع میشه! اومدن. به سلامتیشون یه صلوات جلیل برفست!! داداش ببخشید من مزاحم میشم. این چهاربار کدوم یکی از اون چهارنفره؟؟!!


شنبه 23 اسفند 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

هر یه تومنت صد تومن میشه اگه این بری توی نخ این پروژکت! من سی ساله دارم تحقیق میکنم روش. هم روش هم زیرش! عملیه. معتاد نه بابا! میگم شدنیه! بیبین شما میری چی؟ ماشین آلات کشاورزی وارد میکنی از استرالیان! تا اینجاش درست؟ بعد که میاد میبینی زرشک. توی این کشور کشاورزی مشاورزی تعطیله عینهون جمعه ها. بعد مجبور میشی ماشین الات کشاورزی رو اوراق کنی باهاش ماشین آلات دامداری تولید کنی! خیلی کار سختی نیست! کمباینشو بر میداری به جاش لودر نصب میکنی! تا اینجاش درست؟ خوب. حالا وقتی اینکارو کردی تازه دوزاریت میفته که وقتی گاو نداری دامداری به چه دردت میخوره؟! اونوقته که باس بری گاو وارد کنی! از کجا؟ از هرجا. توی این دنیا چیزی که زیاده گاوه!فقط یادت باشه از هند نیاری که شر میشه! گاوای هند یه جوری با آدم برخورد میکنن که انگار اونا آدمم ما گاویم! از بس رو دادن بهشون! حالا گاو رو که وارد کردی تازه ماشین آلات به دردت میخوره. اصلا گاو وقتی تجهیزات تورو ببینه خود به خود تولیدش میره بالا! روزی یه کانتینل شیر میده! تا اینجاش افتاد؟ نیفتاد؟ عیب نداره از اول واست پیرزنتیشن میکنم! من کارم اینه. ملاقه های منو توی مجله دنیای اقتصاد خوندی؟ نخوندی؟ حتما بخون! به نظر من اقتصاد مادر پیشرفته! پدر پیشرفتم معلوم نیست! عینهون حضرت موسی...!


سه شنبه 19 اسفند 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

شاعر میفرماید: کی بیشتر از من برات میمیره؟! خیلی شعر سنگینیه ها. شاید در نگاه اول سبک به نظر بیاد اما انقذه پشتش مفاهیم عمیق عرفانی هست که آدمو جر میده!! من از دوستانی که میان پیش من برای درس اخلاق خواهش میکنم حتما سالی یه بیت شعر رو بخونن! همینجوری عینهون گاو سرشونو نندازن پایین بیان اینجا! شعر باعث میشه آدم چیزش لطیف بشه! روحش ! چرا؟ چون وزن داره. حالا مثلا ممکنه یه الاغی مثل این آقا که اینجا نشستن بپرسن خوب هونگ هم وزن داره پس چرا لطیف نمیکنه؟ خوب باید به این آدم گفت این وزن با اون وزن فرق میکنه مرتیکه خر و بعد هونگ رو گرفت کرد توی ..نش!!! میگن یک روز مولوی با داداشش مولانا داشتن از بازار مسگرهای قونیه رد میشدن. به میانه بازار که رسیدن مولوی از شنیدن صدای ضربه چکشی که مسگرها به فلز میزدن به وجد اومد. همچین به وجد اومد که از حال رفت! حالت خاص و عجیبی بهش دست داده بود بر اثر این ریتم! داداشش که این وضعیت رو دید عصبانی شد رفت چکش رو گرفت کرد توی حلق اون کسی که چکش میزد! بعد هم زیر مولوی رو گرفتن برد بیمارستان قونیه! اونجا آندوسکپیک که کردن فهمیدن این بدخت به وجد نیومده بوده بلکه صرع داشته یا به عبارت خر فهم ترش غشی بوده! خیلی سخته آقا آدم مولوی باشه اما غشی باشه. من همینجا خواهش میکنم برای سلامتیه بغل دستیتون و همه مریضها یه کف مرتب بزنین بعدشم یه دقیقه سکوت کنین زر نزنین!!!


دوشنبه 18 اسفند 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

بفرما نیم ساعت دیگه میشه یه ربع به شیش اونوقت من همینجوری عینهون گاو وایسادم دارم دور خودم میچرخم! الان اتوبوس حرکت میکنه من جا میمونم اونوقت من مجبورم با مینی بوس برم! خدا رو حش رو غریق رحمت کنه! مرد بیشعوری بود!! صدبار قرار شد منو ببره ور دست خودش بهم میکانیکی یاد بده اما نبرد. اگه برده بود من الان سری بودم توی سرا. خدا کنه بعد خاکسپاری میت ناهارم بدن. خود میت که هیچ گهی نبود اقلکم مردم شایست به خاطر کبابه یه فاتحه واسش بخونن!! زکی. لباس مشکی هم ندارم. یعنی داشتما ولی دیگه به سفیدی میزنه از بس مشکین تاژ نداشتم! عیب نداره. این بلوز سیاهه رو میپوشم با مشکی مو نمیزنه!! آدم باس دلش عزادار باشه و گرنه بقیه چیزا زرت و پورته. خدا بیامرزتش. خدا از برادری کمش نکنه! هرچند خیرش به ما نرسید اما دیگه نباس پشت چیز میت حرف زد. اوه اوه ! خیلی دیر شد. الان میت رو کارواش هم بردن حتما ! یادم باشه بپرسم بیبینم میت رو موتور شویی و توشویی هم میکنن یه همینجور گربه شور میکنن بره؟! خوب دیگه اینم از اون ! من آماده ام. بزن بریم که روایت داریم اگر کسی در مراسم تشییع برادر دینیش شرکت کنه ملائکه از صبح تا شب به اون ماچ میکنن...


شنبه 16 اسفند 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

به به چه هوایی. آدم نا خود اگاه اکسیژن میره بهش! یادم باشه هر جمعه به شنبه بیام اینجا چهار پنج تا نفس بکشم. اکسیدان کربن بد چیزیه لا مصب. میزنه پدر صاب بچه آدمو در میاره. کاش با خودم زیر شلواری هم آورده بودم یه ورزشی هم میکردم! من عاشق ورزش باستانی ام. مخصوصا اونجاش که باش هی چرخ بزنی عینهون فرفره دور خودت! چه درختای سر به فلک کشیده ای! جانم. جیگرم حال اومد اصلا. یادش به خیر چقذه بچگیا از درخت مثل خر میرفتیم بالا به هوای یه دونه شاتوت! الان دیگه نه این شاتوتا اون شاتوتاس نه درختا اون درختاس نه من اون آدمم نه اصلا من دیگه آدمم!! شاخه اول نه شاخه دوم با باسن میام پایین! ای روزگار . آفرین به این پیرمردا! دمشون گرم. بیبین چه جوری دنبال هم میدون توی این سن و سال. بذار منم یخده بدوم پرو پام واشه. آقا صبح به خیر. منم اومدم. سلامتیه هرچی دو میدانی کاره! آقایون فقط من تا حالا توی عمرم ندویدم. لطفا تخت گاز نرین. آسه آسه برین. حالت ماراتن اینا! بهترین دو ماراتنه. این لنگت نگیره به اون لنگت صلوات....!


چهارشنبه 13 اسفند 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

هر شب از این باغ خری میرسد! البته با شما نیستما. شما که قدم روی ما گذاشتین تشریف آوردین! اتفاقا شامم نداشتم. الان زنگ میزنم البرز دوتا فلافل بیاره با دوغ و پیاز داغ بزنیم توی رگ! از ترمینال شرق اومدین یا غرب؟ ها جنوب. حال دادین خلاصه زرت تشریف آوردین اینجا! قوم و خویش شوکت خانوم عینهون قوم و خویش خودمنن. بله یه دوسه روزی رفتن قم پابوس شابدولعظیم! حالا خیالی نیست. شما اینجا هستین دیگه! باعث چیز ماست. زیرشلواری؟ بله باس داشته باشم. مال آقام خدابیامرز هست و لی فکر کنم شما تا گردن بری توش ها! حالا ما میاریم. بله؟ نخیر حموم که نداریم اینجا. باس تا فردا صبح صبر کنین تا حموم حاج موسی باز شه برین اونجا! خزینه داره اندازه گراند هتل! بفرمایید. این پیژامه آقامه. فقط توش کاری نکنینا! هنوز که هنوزه بوی آقامو میده. مملی میگه اسکل این بوی آقات نیست بوی نفتالینه! منم چکیش کردم. گفتم یقلوی تو نمیدونی که آقام خدابیامرز بوی نفتالین میداد همیشه! یعنی ننمو اگه ول میکردی لای خود آقامم نفتالین میذاشت!! بله چشم. الان چایی هم دم میکنم! دوغزال؟ والله دوغزال که نه ولی یه غزال رو شاید داشته باشم! شما که غریبه نیستید من کارگر ساده ام. پولم به این چیزا نمیرسه. نبات؟ نبات هم دارم. دلتون درد میکنه یا اهل عملو و اینا و اونایین؟ به به! آفرین! تریاکی هستین پس! ترکوندیا. همه خوبیارو با هم داری هزار ماشالله! جان؟؟؟؟ نه به موت قسم. من تریاکم کجا بود؟ آره حالا منقلو میشه یه کاریش کرد ولی گلاب به روتون این بوش میپیچه ها. تابلوئه. آها. به درک؟ بله چشم! میگم اگه چیز دیگه هم میخواین الان بگین من همه رو با هم بیارم. دیگه هی نرم هی بیام! نه؟ این قناعت طبعتون منو جر داده اصلا...


سه شنبه 12 اسفند 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

هیچوقت خودت از خودت عکس سلفی نگیر!! خوب نمیفتی. بده یکی که داره از اونجا رد میشه بیگیره!! البته اگه آندوروید گوشیت مشتی باشه جواب میده ها! باس کیت کت باشه. با آیدین و هوبی و مینو کارت راه نمیفته! یکی از رفقا میگفت یه اپیلیدیکشنی اومده چیزش می ارزه به چیز بقیه!دنیای ارتباطات به هم بی ارتباط هم نیست! وقتی طرف گوشی میسازه میندازه توی زودپز هیچیش نمیشه خوب معلومه اون یکی شرکت رقیبش هم روی دستش بلند میشه. میگن اپل سال دیگه گوشیاش نه تنها با سیستم"  آ.اس.آ  " کار میکنن بلکمم اصلا بدون سیستمم کار کنن! البته الان تبلت ها هم دارن میرن رو به جلو! با خودکار میشه توشون نوشت. پاک کرد. اما لاک رو دیگه نمیشه گرفت! تنها ایرادشون همینه. من خودم ایشالله قصدم اینه که امسال یه تبلت بخرم باهاش انگولی بردز بازی کنم! حالا تا بیبینیم خدا چی میخواد. اوه اوه اینجا چه منظره ای داره! دولاب هم داره میشه ونیزا ! هی داداش خسته نباشی. میشه بیزحمت از من و این جوقه که آبش زده بالا یه عکس سلفی بیگیری؟!! بلد نیستی؟ فقط معمولی بلدی؟ نه قربونت من سلفی میخوام. راستی داداش عقبیا از دور و زمونه. خودتو آب دیت کن!! مرتیکه پدر سگ!!!


دوشنبه 11 اسفند 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

قیافه ات شده عینهو فیلم هندیایی که آخرش خوب تموم میشه! این چه سر و وضعیه؟ جمع کن نیشتو نکبت. یخده وقار داشته باش. حمال ! بیبینم این کت شلوارتو از سد اسمال خریدی؟ یعنی ساس به غیر از دکمه هاش به بقیه جاهاش یه تکی زده! خوب زشته یابو. الان کسونه دختره چی فکر میکنن در مورد ما؟ آخه کدوم آدم عاقلی با شلوار پارچه ای کتونی چینی میپوشه؟ اونم سیفید. یه بار دیگه به من بگی بیا بریم خواستگاری همین دسته گلو میکنم تو چشت. کجاس پس خونشون؟ خوب ازگل یه ربعه داریم راه میریم. راه رفتنشو! هرکی ندونه فکری میشه نکنه یه کاری کردی توی تنبونت! خوب عین آدم راه برو. منو نیگا ! چقدر جنتلمنگ قدم ور میدارم!! حبف که ننت گفته چیزی بهت نگم وگرنه یه چیزی بهت میگفتم هفت تا چیز از اینور و اونورت بزنه بیرون. به دسته گل خواستگاری رمبانه مشکی میزنن؟!! تقصیری هم نداری خوب. کوررنگی داری؟ مشکی رو قرمز میبینی دیگه ! الان فکر میکنن ما واسه مردن ننه بزرگشون اومدیم. ای بابا چرا نمیرسیم پس؟ اگه اینهمه راهو از اونورکی رفته بودیم الان رسیده بودیم کربلا! بیبینم چرا جورابات یکیش مشکیه یکیش اصلا نیست!! خاک توی سرت یقلوی! همین یه لنگه رو داشتی؟؟ خوب اقلا نمیپوشیدی اسکل. اونجوری آدم میگفت از استخر اومدیم ! این خونه اس؟ اینکه مسافر خونه اس! چقذ شلوغه. حتمی آقای قرمساقش شونصد تا توله سگ پس انداخته. هوی بچه آخه توی کوچه جای الاک دولک بازی کردنه؟ برو گمشو خونتون تا الکو نکردم توی دولکت!! حیوون!! برو تو دیگه . نترس من باهاتم. بیبین فقط اونجا هرچی ازت پرسیدن تو زر نزن. من خودم زر میزنم!! یالله صابخونه؟ بیبین منو ممتقی من به ننت قول دادم دومادت کنم. دوماد شدی که هیچی. نشدی عروست میکنم تورو به چیزو مارو به سلامت...!


یکشنبه 10 اسفند 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

" دیروز با هزار و مصیبت و چیز به ده پاریس رسیدیم ! علی حضرت مظفرالدین شاه بسیار خسته بودند و مدام به زبان ترکی فحش و فضیحت میدادند به این و آن. بعد مسافت پا دردشان را شدت بخشیده بود. به محض رسیدن به پاریس فی الفور شهردار شهر جناب مستطاب آقای " ژراردو پاقیو " به دستبوس شاهنشاه آمدند و ورود فاتحانه ایشان را به آن ده خوش آمد گفتند. اینها را همه میرزا محمد خان چایکوفسکی ! سفیر اعظم ایران در پاریس دیلماج گری نمودند. ظل الله نیز با عرض بیاناتی که عمده آن به زبان آذری بود و کسی متوجه نشد جمع را مفتخر نمودند. سپس به طرف استراحتگاه حرکت نمودیم که خود فرانسویها به آن هتل میگویند و نام هتل ما " شرایتون" بود که روبه روی خیابان مشهور " شانزلیزه " قرار داشت. شاه از میرزا محمد خان معنی شانزلیزه را سوال کردند ایشان فرمودند میشود همان دروازه دولت خودمان !! بعد از استقرار در هتل ریاست وزارت مخفم دول خارجیه فرانسه شرف یاب شدند و گروه ایرانی را به صرف نهار دعوت نمودند به رستوران " آواچی " که نه تنها در پاریس بلکه در تمام خارج شهرت خاصی به هم زده بود. علی حضرت اول سوال فرمودند که پول نهار را ما میدهیم یا آنها؟ که میرزا محمد خان چایکوفسکی عرض کردند آنها! ضل الله از شنیدن این خبر بسیار مسرور گشته و توانستند از ماکولات و مشروبات تناول نمودند به قدری که حال همایونی رو به وخامت رفت و اگر طبیب پاربسی به نشیمنگاه همایونی سوزن فرو نمیکردند معلوم نبود چه پیش می آمد....

 

از اینجا به بعد کتاب پاک شده. خاطرات جد پدری ام که مشت و مالچیه مخصوص مظفرالدین شاه بود...


شنبه 9 اسفند 1393

رایدو دولاب- مشاوره تلفنی با دکتر علی .م !

   نوشته شده توسط: علی .م    

با سلام و تشکر از برنامه خوبتون. من 40 سالمه و متاسفانه 5 سال است که دچار اعتیاد شدم. اوایل هفته ای یه سیگاری میکشیدم اما الان کراک رو حل می کنم تو چایی و میخورم!! لطفا منو راهنمایی کنین که چه جوری خودم رو از این منجلاب نجات بدم؟

 

پاسخ: با سلام. خدمت شما دوست عزیز باید عرض کنم که واقعا خاک بر سر خودت و کس و کارت!! من نه تنها شمارو از این منجلاب نجات نمیدم بلکمم یه کاری میکنم که ایندفعه بری توی فاضلاب! مرتیکه از گل. حمال! تف توی زنده و مرده ات! یه بار دیگه زنگ بزنی اینجا میدم کراکو بکنن تو ...نت!!

 

سلام. من خانمی هستم که علیرغم زیبایی زیاد و سواد و تحصیلات فراوانی که دارم تا کنون موفق به یافتن شریک زندگی ام نشدم. با توجه به اینکه الان 50 سالمه یه کم نگرانم که نکنه دیگه موفق به ازدواج نشم. به نظرتون ایراد از منه؟

 

پاسخ: سلام شنونده محترم. به نظرم شما به جای اینکه الان دنبال شریک زندگی باشی باس دنبال یه قبر خوب باشی واسه خودت که اگه زبونم لال دو سه سال دیگه افتادی مردی جنازت روی زمین نمونه بو بیگیره! تازه یه کم نگرانی؟؟ تحصیلات فراوان بخوره توی فرق سر بابات! تحصیلاتو وردار ببر نونوایی ببین یه تافتون باهاش بهت میدن ؟ خاک توی سر ایکبیریت کنن!! تو اگه زیبا بودی تا الان هفت تا شوهر کرده بودی. فقط در پایان میتونم بگم برو گم شو!! عمله!

 

سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما و با تشکر از برنامه سازنده تون. من رقیه زرشکی هستم از سه راه ورامین. میخواستم بگم من یه پسر دارم که 10 سالشه و به شدت لوس و ننره. از بس که پدرش لی لی به لالاش گذاشته. میخواستم تقاضا کنم یک برنامه رو به طور کامل اختصاص بدین به روشهای تربیت فرزند. با تشکر. مرسی !

 

پاسخ: با سلام خدمت رقیه خانم! ببینید بهترین راه برای اینکه بچه شما دیگه بیشتر از این لوس نشه اینه که دو جلسه بیارینش پیش من مشاوره. یعنی بذارینش اینجا خودتون برین! من چنون تربیتی بکنم این بچه رو که تا آخر عمر جای تربیتش درد بیگیره! اما در مورد روشهای تربیت بچه همونطور که قبلا هم اشاره کردم بهترین راه کتک هست! یعنی شما بچه رو وقتی کار بد میکنه همچی چکیش کنی که نفهمه از کجا خورده! باید در این مواقع یک سیلی توی گوش بچه بزنین که نه تنها پرده گوشش پاره شه بلکه بره شیش تا خونه اونورتر بیاد پایین! در این صورت مطمئن باشین فرزند شما دیگه جرات نمیکنه گه اضافه بخوره...!

 

شنوندگان عزیز یه فاصله میگیریم و دوباره برمیگردیم. خواهش میکنم گوش کنید به ترانه زیبای "پلنگه چش قشنگه " ...


چهارشنبه 6 اسفند 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

بعد چهل سال شب جمعه گدایی رو یادمون نمیره که مومن. ما درسته سرمون توی کتاب نبود عینهون تو. اما اقلکن عسکاشو که نیگا میکردیم. یادته چقذه به من میگفتی کتاب بخون؟ اون کتابه چی بود ؟ نه اونکه یارو لنگاش دراز بود؟ ها بابا لنگ دراز. یه صفحشو خوندم از بس که نفهمیدم چی شد دیگه نخوندم. خوب ما مخمون نمیکشید نوکرتم. من ماهی یه بار کیهان ورزشی میخوندم فقط! اونم فقط به خاطر اینکه شاید عکس آقامون ناصر حجازی رو چاپ کنه بعد ما پوسشتو.. آره ببخشید پوسترشو بکنیم بزنیم به چیز خونمون ! دیوار خونمون! یادته ننم چقذه بد و بیراه میگفت بهم؟ میگفت کره خر مگه تو غیرت نداری عسک مردای غریبه رو میزنی به دیفال؟ خدا بیامرز به دیفال میگفت دیفال!! میگفت من اینجا سرم بازه خوبیت نداره جلوی این یارو! هرچی ام بهش میگفتم ننه این عسکه واقعی نیست که. میگفت ننه نامحرم نامحرمه چه عسک باشه چه هرچی... یادش به خیر. بیبینم اینهمه کتاب خوندی آخرش چی شد؟ دکتر شدی؟ مهندس شدی؟ چی کاره ای؟ به به معلمی هم خوبه. میگن معلمی شغل انبیاست. الان تو نمیری یه پا موسایی واسه خودتا! میدونی من عاشق قصه موسی ام . مخصوصا اونجاش که اسماعیل رو میبره قربانگاه بعد یه هو آتش گلستون میشه!! عینهون فیلماس . آره بابا یادمه. از صبح تا شب توی سینما ول بودیم عینهون بز . قیصر رو یادته؟ نشون گذاشته بودم روی دیوار به موت قسم. شصت و پنج بار من و تو قیصر رو دیدیم. تو میگفتی سیاسیه فیلمش من میگفتم چرا نگو. آخه اینکه آقامون بهروز وثوقی هرچی آب منگلیه میکشه توی فیلم چه دخلی به سیاست داره؟ بعد تو میگفتی مونده تا این چیزا رو بفهمی. راست هم میگفتی. هنوزم مونده... چایی ات رو بخور اخوی. چی درس میدی؟ ادبیات؟ دستت طلا . من عاشق ادبیاتم. منو اینجوری نیگا نکن. میخوای یه شعر از بر بخونم واست ششت حال بیاد؟ باشه پس حافظ میخونم. وایسا اولش یادم بیاد...

الا یا ایها الساقی ادر کاسا ولی ولها !                        که چیز آسان نمود اول ولی افتاد!!

به می سجاده رنگی کن اگر شیر مغان گوید!           که سالک بی خبر نبود زراه و رسم منزلگاه!

حال کردی؟ حالا بازم واست میخونم. چاییت رو بخور. از دهن میفته...


سه شنبه 5 اسفند 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

" ... بنده اگر دقت کنین همیشه روی پله اول منبر میشینم. خوشم نمیاد بالا خیلی. آدمی که خیلی بره بالا خیلی هم باید بیاد پایین! حالا درست است که اون شاعر میفرماید ما زبالاییم و بالا میرویم. خوب من عرض میکنم که برو ! ما هم زپایینیم و پایین میرویم! درسته؟ اصلا هرکس میتواند هر طرفی که دلش خواست برود. حال میخواهد بالا باشد میخواهد پایین باشد یا چپ یا راست. کلا چهار جهت اصلی را میتواند برود! بنده عرضم این است که حد اقل دیگر شمال شرقی نروید آقا جان! "

" ... شاعر میفرماید " از هرطرف که رفتم جز وحشتم نیفزود " خوب شاعر غلط کرده! ما شاعر ترسو نمیخوایم ! شعرای ما و هنرمندان ما باید صاحب جگر باشند ! عرب میگه " ذی الجگر " یعنی کسی که نترسد! رسالت یک هنرمند شجاعت است. درسته؟ بنابراین باید خیلی مواظب باشیم. هرکسی که موهاش بلند بود و اینها هنرمند نیست. میترسی غلط میکنی شعر میگی! درسته؟

 

" پدرها . مادر ها. حواستون رو جمع کنین. تربیت بچه خیلی مهمه. اولین وظیفه ای که والدین نسبت به بچه دارن انتخاب اسم شایسته است. آهای اونایی که اسم پسرتون رو میذارین کامبیز! این بچه آدم نمیشه بعدا واستون! اصلا شما یه کامبیز واسه من مثال بزن که مسجد برو باشه! امکان نداره! کامبیزها همشون دی جی هستند !! حالا اگه اسم رو میذاشتی  " مقداد " بچه ات ستون مسجد رو ول نمیکرد. نماز میخوند یه کله. هم خودش میرفت بهشت هم دست توئه پدر و مادر رو میگرفت..! "

 

متن سخنرانی هام چند وقت دیگه منتشر میشه. هم صوتی هم تصویری هم full hd !!


دوشنبه 4 اسفند 1393

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

لطفا پارک نفرمایید. توقف ممنون ! از روی چیز هوایی عبور نمایید ! لطفا در این مکان بوق نزنید نهایتش جیغ بزنین! گردش به چپ ممنون. گردش به راست ممنون! فقط گردش به مستقیم آزاد! بیشتر از هشتاد کیلومتر در ساعت نرانید. کمتر از هفتاد کیلومتر هم نرانید! کارگران مشغول کارند. به دست انداز نزدیک میشود. لطفا نزدیک نشوید! از همون راهی که اومدین برگردین برین خونتون! پارک ممنون به غیر از دارندگان کارت پارک و دارندگان کارت به کارت!! ورود ممنون نروید. در هنگام رانندگی به علائم راهنمایی و رانندگی توجه کنید در غیر این صورت پارک=پنچری! پارک دوبل قدغن. پارک سوبل قدغن . فقط پارک ملت آزاد!! سبقت از راست ممنون! سبقت از چپ که دیگه خیلی ممنون!! دست شما درد نکنه!!! لطفا در هنگام رانندگی با تلفن همراه حرف نزنید. با خودتون حرف بزنین چیزتون سر نره!

ای بابا. همش باید و نباید. همش هنجارهای ناهنجار تحمیل شده به مدنیت بی تمدن!

لطفا از به کار بردن الفاظی که از آنها سر در نمیاورید خودداری نموده و خفه شوید!

با تشکر...


تعداد کل صفحات: 20 1 2 3 4 5 6 7 ...