تبلیغات
سرگیجه - ...
سه شنبه 3 آذر 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

تو چشای من یه جادوی خاصی هست! اینو خودم فهمیدم صب که داشتم توی آیینه خودمو نیگا میکردم! فقط نمیدونم چرا این مژه های سگ مصبم هی فِر میخوره میره توی چشمم. خوب این به اون جادو لطمه میزنه دیگه! باس برم امروز داروخونه واسه خودم فرمژه بخرم! خوب شد گفتم داروخونه. باس حتما یه کرمِ دور چشمم بخرم بمالم به دستام که توی سرمای زمستون پوستش ور نچروکه! آخه کرم که نمیفهمه من دارم میمالمش دورِ چشمم یا نه! فکر میکنه چشمه اونوقت دقیق تر عمل میکنه! آدم باس به خودش برسه. واسه خودش وقت بذاره. به زیباییِ خودش اهمیت بده! رونالدینهو میگه آدمی که برای خودش اهمیت قائل نیست واسه هیشکی دیگه ام نیست. واسه ننشم نیست! واسه آقاشم نیست. اصلا کلا نیست!! نیست؟ وا مگه میشه؟ همینجا گذاشته بودمش که! یعنی چی میتونه شده باشه؟ الله اکبر. آدم یه چیزایی میبینه که نمیدید بهتر بود...


فریبا
چهارشنبه 4 آذر 1394 09:33 ق.ظ
سلام. از رو پشت بوم اقا کیهان به ان خونه سرک می کشم
با یه لبخند دزدکی
میام و لبخندم کشدار میشه با خوندن شما
كیهان
سه شنبه 3 آذر 1394 08:10 ق.ظ
استاد!
قرصهات همینجاست بفرمایید این هم یه لیوان آب!
درست می شه نگران نباش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.