تبلیغات
سرگیجه - ...
دوشنبه 3 اسفند 1394

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

سلام پدر جان. به مطبِ من خوش اومدی. چشِ مایی! خوب بشین من اول از این چوبا بکنم تو حلقت ببینم چرک نکرده باشی! جدا؟ آپاندیسکت شاخ شده؟ خوب مشکلی نیست من خوراکم آپاندیسکِ اصلا. الان اینجای شیکمت که دست میزنم درد میگیره؟ نه؟ مشت میزنم چی؟ خوب دیدی! تخشیصم درست بود. البته باس اول یه فیزیوتراپی واست بنویسم بری بعد عکسشو بیاری من بتونم بهتر تر تخشیص بدم. سابقه سکته مغزی نداری؟ هپاتیت چی؟ خوب خدارو شکر. دفترچه بیمه داری؟ بده من واست بنویسم . این عکسِ خودته؟ روسری سرت کردی پدرجان؟ آخه نوکرتم آدم دفترچه بیمه زنشو که نمیاره ازش استفاده کنه! میفهمن بالاخره. شما ما رو دکتر فرض کردی یا شاسکول؟ حالا عیب نداره من واست فیزیوتراپی مینویسم ولی اونجا رفتی حد اقل یه روسری سرت کن شبیهِ زنت بشی یه کم! تا یه هفته هم از پله ها پایین نرو! بالا خواستی بری عیب نداره. تا میتونی مایعات بخور. جامدات بخور. ضایعات بخور! هرچی بیشتر بخوری بهتره. چون به آپاندیسکت فشار میاد یه هو میترکه راحت میشی! اگه نترکه مجبورم جراحی کنم واست. اونم چی جراحیِ قلبِ باز. باز هم که بشه معلوم نیست دوباره بسته بشه ها ! بیا پدر جان. دوتا آموکسی استامینوفنتم واست نوشتم روزی چهارده بار بخور هر پنج ساعت به دو ساعت...

یه مدتِ یه مطبِ الکی زدم مردمو ویزیت میکنم چند وقته!!


ساره
دوشنبه 3 اسفند 1394 08:18 ق.ظ
چقدر طبابت بهت میاد عزیز جان . تو از اون دكتر الكی هایی میشی كه حسابی كارشون میگیره . چند وقت دیگه تو تلویزیون باید دنبالت بگردیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.