تبلیغات
سرگیجه - ...
شنبه 22 خرداد 1395

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

تمومِ اسطوره های نسل من دارن یکی یکی مثل برگ زمستون زرد میشن و میریزن پایین! اون از ممد آقا کِلی اینم از حبیب. فقط یه ممد خان باقی مونده که اونم دیگه آفتابه اس! نه آفتابِ لبِ بومه یعنی! یادش به خیر چقذه با هوشنگ نوار کاستِ حبیب رو سر و ته میکردیم توی ضفط! خدا بیامرز خیلی خوشگل میخوند. من خودم صدبار با آهنگای این بشر عاشق شدم. البته نفهمیدم عاشقِ کی شدم ولی خوب شدم!! ممد آقا کلی هم که از خوبای روزگار بود. با اینکه روی ویبره بود ولی یه دونه بود! یادمه من و مملی شبای تابستون تویِ پشه بندِ روی پشتِ بوم خیال میکردیم تویِ رینگِ بوسکیم! من میشدم کلی و اون میشد ناصر حجازی! هی بهش میگفتم اسکل ناصر حجازی که بوسکول نبود گلر بود! میگفت به تو مربوط نیست بعد یه آمپر کات ول میکرد توی صورتِ ما ! منم گیرش مینداختم گوشه رینگ و مث سگ میزدمش!! بعد میگرفتیم دوتایی عین خر میخوابیدیم تا صبح! تمومِ اسطوره های نسلِ ما یکی یکی و دوتا یکی دارن از بین میرن. فقط مونده ممد خان که اونم... ای بسوزه پدرِ آلزایمرت و شب ادراری...!


BHW
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 09:04 ق.ظ
I was curious if you ever thought of changing the page layout of your blog?
Its very well written; I love what youve got to say.
But maybe you could a little more in the way of content so
people could connect with it better. Youve got an awful lot of text for
only having 1 or two images. Maybe you could space it out better?
ساره
شنبه 22 خرداد 1395 07:49 ق.ظ
اینا همه ش نشونه ست ... نشون به اون نوشون كه وقتشه خودت یواش یواش اسطوره بشی !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.