تبلیغات
سرگیجه - ....
سه شنبه 8 تیر 1395

....

   نوشته شده توسط: علی .م    

ممد اقا حرف خوبی میزد. یادم نیست چی میگفت اما حرف خوبی میزد! عینک داشت دیگه! ادمایی که عینک دارن همش حرفای خوب خوب میزنن از بس کتاب خوردن! نه کتاب خوندن! هیچوقت یادم نمیره به من میگفت: پسرم وقتی میری موال بعدش دستاتو بشور!! خیلی حرفه ها. من اون موقع ها نمیفهمیدم چی میگه حالا میفهمم چی میگه! خدا غریق رحمتش کنه به حق این شب سه شنبه! همیشه جاش خالیه. چقدر من به این پسره شاسکولش گفتم عینک اقاتم باهاش دفن کن! گوش نکرد که گوش نکرد! حالا اون دنیا بهشتم بره بنده خدا چشمش جایی رو نمیبینه که! حوری هم که بیاد طرفش فکر میکنه قوریه! یه بار بهم گفت : پسرم! خاک تو سرت!! اینقدر این حرفش روی من تاثیر گذاشت که تحت تاثیر شدم! با اینکه من پسرش نبودم به من میگفت پسرم. خیلیه ها! پاشم برم سر خاکش یه و ان یکاد بخونم اون دنیا جیگرش حال بیاد!عینکشم ببرم ها؟ میبرم. شاید یه میت تازه میت شده ای رو دفن کرده باشن بدم دست اون ببره بده بهش! بنده خدا اون دنیا بی عینک خیلی سخته واسش. فکر کن ادم حوری رو قوری ببینه!!!



ساره
سه شنبه 8 تیر 1395 07:57 ق.ظ
آدم به زندگی شما كه نیگا میكنه می بینه چه بزرگانی دور و برتونو گرفتن توی دولاب ... حیف كه همه شون رفتن اون دننیا ...خدا غریق رحمتشون کنه ... پسرم ، خاك بر سرت !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.