تبلیغات
سرگیجه - ...
یکشنبه 17 مرداد 1395

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

یادش به خیر یه زمانی دولاب واسه خودش المپیک داشت صد تایِ ریو ژو دانیرو ! عکساش هست. من خیلی بچه بودم که آقام واسه المپیکِ دولاب انتخاب شد! رشته اش پرش با بوکس بود!! خدا بیامرز خیلی تویِ این رشته مهارت داشت از بس که تو خیابون از رویِ سر مردم میپرید و با مشت میزد توی دهنِ نفرِ جلویی! یادمه همه رو برد و رسید به فینال. حریفش هم ممد خانِ خدا بیامرز بود که اون موقعها واسه خودش یال و کوهانی داشت!! تقریبا سه برابرِ آقام بود. ننم از صبح داشت عینهو ابرِ بهار گریه میکرد که نکنه ممد خان بزنه آقامو شل و پل کنه. راسیاتش آقامم یه نموره گرخیده بود چون با ممد خان تویِ محل زیاد دعوا کرده بود و همیشه بدجوری کتک خورده بود. خلاصه آخر سر تنها کسی که به دادِ آقام رسید ننه بزرگم بود که با یه نشقه حساب شده جونِ پسرشو نشون داد.
روزِ فینال وقتی داور هردو نفر رو صدا کرد که برن رویِ رینگ آقام نرفت. همه انگشت به چیز مونده بودن که قضیه از چه قراره؟ اون موقع بود که آقام به داور گفت من رویِ رینگ نمیرم چون ممد خان اسرائیلیه من باهاش مبارزه نمیکنم و کلاً سالن رو ترک میکنم !! داور که یه ابرام آقا نامی بود و سرِ محل سوهون پزی داشت با تعجب گفت: مردِ حسابی من این بنده خدارو تا ده نسل قبلش میشناسم این همه کس و کارش اهلِ دولابن آخه رو چه حسابی میگی اسرائیلیه؟ آقام هم نه گذاشت نه ورداشت گفت همینکه گفتم ! بعد عینِ بز دوید و سالن رو ترک کرد! از اون روز تا الان از بس آقام خوب نقششو بازی کرد هنوز نصفِ مردم دولاب ممد خانو که میبینن روشون رو میکنن اونور ! تازه اکثرِ کاسبها هم باهاش داد و ستد نمیکنن ! این اواخر حس کردم خودِ ممد خان هم به خودش شک کرده! از بسکه هرچی پیرتر میشه بیشتر شبیهِ " نتان یابو " میشه...!


ساره
یکشنبه 17 مرداد 1395 08:11 ق.ظ
خوب شد با این نتان یابو سرشاخ نشدی، این استكبار های جهانی تو دهنی بخورن پر رو تر می شن، اینا رو باس بهشون بی محلی كرد !
ساره
یکشنبه 17 مرداد 1395 08:07 ق.ظ
بابات باید به جای المپیك میرفت كَن ! با این اوصاف حتما جازه ی خرس و نخل و چیز طلایی رو می گرفت .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.