تبلیغات
سرگیجه - ...
چهارشنبه 20 مرداد 1395

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

دیروز تویِ پارک سر دولاب یه سگ دیدم اندازه خر ! طرف سه تا قلاده به سگه بسته بود دوتا هم به خودش که یه وقت با هم دیگه درگیر نشن ! من در راستایِ حمایت از سگها و حفظ محیط زیست و انسان دوستی رفتم جلو یه دستی به سر و گوشِ سگه بکشم! نزدیکش که شدم تویِ چشماش نگاه کردم اونم تویِ چشایِ من نگاه کرد. دستمو بردم طرفش که نازش کنم که چیزت روزِ بد نبینه! چنون گازی گرفت دستِ منو که صدایِ عربده ام تا گود عربها رفت! الان بیمارستانم! دکتره میگفت احتمالا دستتو باس بندازیم دور یکی دیگه بذاریم جاش! یه چیزی تو مایه های پیوند مغز به استخوان و این داستانها ! یعنی مرده شورِ هرچی محیطِ زیسته ببرن ! گورِ بابایِ انسان دوستی!! اصلا تقصیرِ منِ میخواستم به حیوانات محبت کنم. هی میشینن توی ماهواره زِ ر میزنن که با سگها دوست باشین! سگ رفاقت حالیشه آخه؟ اگه دوزار معرفت داشت دستِ منو جر نمیداد! بذار از بیمارستان پامو بذارم بیرون هرچی سگ تویِ خیابونه گاز میگیرم...!


الــی ...
یکشنبه 24 مرداد 1395 03:11 ب.ظ
دلم برای ساره و مُردِش تنگ شده بود ،سر از اینجا در اوردم...

همین !

اوصیکم بالناز ولاتفرقوا!
ساره
چهارشنبه 20 مرداد 1395 08:37 ق.ظ
آخه قربون معرفتت برم، «ناز كردن» مال این سگ های مینیاتوریه كه مث فنر می پرن بالا پایین ... سگ سه قلاده چه می فهمه ناز چیه ؟! اینا رو گاز كوسه ای بگیری تازه خوشش شون میاد فكر میكنن با هم داداشین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.