تبلیغات
سرگیجه - ...
دوشنبه 5 مهر 1395

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

انقذه بدم میاد از اولِ مهر که نگو. صبحها تویِ خیابون یه سری موجوداتِ اسکل یه کوله پشتی با طرحِ بارباپاپا انداختن رویِ کولشون و عینِ بز میدون طرفِ مدرسه و توی راه هم هی جیغ میزنن!! دلم میخواد به هرکدومشون که از بغلم رد میشن چنون پس گردنی ای بزنم که با سر برن تویِ جوق ! یه جوری خوشحالن که انگار عروسیِ ننشونه! خوب اسکل بعداً که بزرگ شدی میفهمی چقذه خر بودی! باس دوازده سیزده سال عینهونِ بز درس بخونن بعد تازه اگر مخشون بکشه برن دانشگاه و چهار سالم اونجا جون بکنن تا بلکه آخرش از توشون دوتا لیسانسه در بیاد. بعد تازه به چه دردی میخوره؟ الان کنجد پاشِ نونواییِ شاطر حسن فوقِ لیسانس داره! اسکلن دیگه. بچگی هم عالمِ خریتِ غریبیه ! یکیشون داره رد میشه. الان با لگد همچی میزنم زیر ک..نش که زِ گهواره تا گور دانش بجوبه! کره خر...


ساره
دوشنبه 5 مهر 1395 08:21 ق.ظ
بچگی هم عالمِ خریتِ غریبیه !
اینا نه تنها نمیفهمن بعدا قراره چی بشه ، بلكه همین الانم كه جیغ كشون طی طریق می كنن به مدرسه و تو سر و كله هم میزنن هم نمیدونن داره چی میشه ! خیلی عالم باحالیه این خریت غریب بچگی.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.