تبلیغات
سرگیجه - نامه به عمه خاور
یکشنبه 12 دی 1395

نامه به عمه خاور

   نوشته شده توسط: علی .م    

به نامِ آنکه اوست !
عمه خاور سلام. امیدوارم که حالت خوب و خوش باشد و تا این نامه به دستت میرسد نمرده باشی؟ چه خبر؟ هان؟ آیا هنوز هم پاهایت درد میکند یا چی؟ راستی عمه جان به همراهِ این نامه برایت یک ژلِ ماکاز اسپلینگ فرستادم که خیلی برایِ روماتیسکت خوب است! باید آن را سه بار به چپ و سه بار به راست بمالی تا درد از بین برود! از حال من هم اگر جویا باشی خدارو شکر بد نیستم و ملالی نیست جز خیلی چیزها که در این مقوله نمیگنجد. عمه خاور جان روزی هزار مرتبه خدارو شکر کن که در دهات زندگی مینمایی و هوایِ خوب میخوری زیرا که ریز گردها و اینها به دهات نمی آیند و همه اش در شهر هستند! بدونِ شک اگر در شهر زندگی مینمودی تا به حال صد بار مرده بودی چشمِ شیطان کور! راستی خوب شد یادم افتاد. یک عدد اسکناس هزار تومنی هم در پاکت هست که از طرفِ من بینداز در ضریحِ امامزاده مجتبی. یک وقت خودت پول را بالا نکشی ها چون من راضی نبوده و باید خرجِ دوا و دکتر بدهی! اگر هم گفت چرا کم است؟ بگو نه که حالا تو راه به راه مریض شفا میدهی انتظار داری تراولت هم به تو بدهند؟! عمه جان یک دقیقه وایسا الان برمیگردم این شوکت خانوم دارد صدایم میکند هی! ببخشید معطل میشوی ها الان می آیم...


ساره
یکشنبه 12 دی 1395 11:16 ق.ظ
الهی عمع جان خاور به قربان نامه ت بره عزیز جانم، ازین ژلِ های ماکاز اسپلینگت برای ما هم برفست، بلكه بر سرمان بمالیم و لكنت مغزمان را شفا دهیم، امازاده ها كه افاقه نكردن، ببینیم هدیه ی متبرك به دستان شما چه میكنه .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.