تبلیغات
سرگیجه - ...
دوشنبه 27 شهریور 1396

...

   نوشته شده توسط: علی .م    

تویِ حالِ خودم بودم که یه هو یه موتور سیلکت از عقب شتلق کوبید بهم! کوبیده شدم. آخه موتور سیلکت تویِ خیابون چی کار میکنه؟! خلاصه پخشِ زمین شدم . یه عالمه آدم اومدن دور و برم شروع کردن به گرفتنِ سلفیک‌ ! یکیشون که گوشی نداشت و بیکار وایساده بود گفت داداش جاییت شیکسته؟ گفتم آخه اخوی مگه من سونوگرافی سرخودم که تخشیص بدم شیکستم یا نه ؟! خوب یه کدومتون منو برسونین بیمارستان ببینم چه خاکی باس تویِ سرم بریزم. حالا تویِ این شلوغی و اینا هم موتوریه در رفت. چیزتو درد نیارم ، بعد از شیش هفت ساعت یه باربره مارو انداخت پشتِ فرغونش و رسوند دمِ بیمارستان فیروز آبادی. دکتر اونجا تا چشمش به من افتاد بدونِ آزمایش و آندوسکپی گفت این آپاندیزش ترکیده ! هی ما توضیح دادیم که داداش، اخوی ، دکتر ، الاغ ! ما موتور زده بهمون اما چیزش به این حرفها بدهکار نبود! خلاصه مارو سریع بردن اتاقِ عمل و در جا آپاندیسکمون رو از توی حلقوممون کشیدن بیرون ! دکتره که دید بد جوری ضایع شده و آپاندیسک سالمه گفت گفتی موتور بهت زده ؟ گفتم بله. گفت تخشیصت درسته ! ولی آخه تویِ روزِ روشن موتور تویِ خیابون چی کار میکرده....؟!


ساره
دوشنبه 27 شهریور 1396 09:06 ق.ظ
حالا كاش از جای دیگه ای جز آپاندیسك نشكسته باشی
ساره
دوشنبه 27 شهریور 1396 09:05 ق.ظ
حالا بد هم نشد، شنیدی میگن علاج واقعه رو قبل از وقوع باید كرد ... همینه دیگه ! الان این دكترا آپاندیسكت رو قبل از تركیدن ، تركوندن ! می بینی حكمت خدا رو ؟ اصلا ازهمون اولش معلوم بود این یه نشونه ی الهیه ... وگرنه موتور سیكلت، تویِ روزِ روشن تویِ خیابون چی کار میکرده....؟!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.